افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : خبر ویژه 4, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : دوشنبه, 9 آوریل , 2012 لینک کوتاه خبر :

صلح، به چه قیمتی؟!

دفتر سیاسی طالبان در قطر ایجاد شده، مذاکره برای رهایی زندانیان طالب از زندان گوانتامو جریان دارد، طالبان دیگر دشمن آمریکا نیست و شاید در آینده نزدیک همانند دهه هفتاد شمسی شریک سیاسی آمریکا نیز شود!

هرچند در نظام حاکم بر کشور تعریفی برای دوست و دشمن پیدا نمی شود اما در آغازین روزهای پس از حاکمیت طالبان، دشمن شناخته شده و مشخص بود اما در سالیان گذشته افکار عمومی کشور آنقدر بازی های رنگارنگ را مشاهده کرده اند که امروز شهروندان ما نیز نمی دانند دوست کیست و دشمن چیست؟

در شرایطی که افغان ها از رأس هرم تا قاعده آن از رئیس جمهور گرفته تا شهروند عادی در تعریف دوست و دشمن در یک سرگشتگی به سر می برند اما آمریکایی ها که ده سال گذشته را به نام مبارزه با تروریزم و دهشت افکنی خاک این سرزمین را غربال کردند، خوب می دانند که دوست کیست و دشمن کیست.

جوبایدن بلندپایه ترین مقام آمریکایی پس از اوباما اعلان کرد که طالبان دشمن آمریکا نیستند. اگر خوب به یاد داشته باشیم و نقبی به خاطرات  اوایل دهه هفتاد شمسی بزنیم این سخن بیشتر قابل درک خواهد شد. نه تنها طالبان دشمن آمریکا نبودند بلکه به اعتراف دو بانوی سیاستمدار آمریکا و پاکستان یعنی هیلاری کلینتون و بی نظیر بوتو نخست وزیر فقید پاکستان، دولت آمریکا نقش بارزی در شکل گیری این گروه ایفا کرد. اما این بنا پس از یازدهم سپتامبر و پس از آنکه طالبان حاضر نشد رهبران القاعده را به آمریکا تحویل دهد، ویران شد و صد البته که امکان دارد این بنای ویران بار دیگر آباد شود و طالبان دوباره نقش یک شریک سیاسی آمریکا برای تحت فشار قرار دادن کشورهای منطقه را بازی کند.

اما برای افغان ها مسئله به همین سادگی نیست. هرچند دولت افغانستان در این میان نگران است که چرا از روند مذاکراتی که خود مبتکر آن بود کنار گذاشته شده است اما آشتی با طالبان و گروهی که هنوز یک قدم از سیاست های خشن و غیر انسانی خود عقب نشینی نکرده اند و هنوز در اندیشه تحمیل امارت قرون وسطایی خود بر افغانستان هستند، برای روشنفکران، جامعه مدنی، فعالان حقوق بشری و شهروندان کشور معنایی دیگری می دهد.

برای آنان آشتی با طالبان در این قد و قواره و با این اندیشه و تئوری چیزی جز پنبه کردن تمام رشته هایی که مردم افغانستان در ده سال گذشته بافتند، نیست.

مسئله این نیست که چرا دولت افغانستان از جریان مذاکرات کنار گذاشته شده، مهم این است که این مذاکرات به چه سمت و سویی می رود. این مهم است که ارمغان این مذاکرات برای کشور ما چه خواهد بود و سرنوشت کشور را به کدام سو سوق می دهد. آیا در انجام این مذاکرات ما بار دیگر شاهد طلوع حاکمیت قرون وسطایی دیگری در کشور خواهیم بود یا اینکه این مذاکرات صلح و امنیت را برای افغان ها نوید می دهد؟

چنانچه از شواهد و قراین پیدا است در حال حاضر گفتگوها به آن مرحله سرنوشت ساز نرسیده و تا فرایند اعتماد سازی میان آمریکا و طالبان تکمیل شود، زمان زیادی لازم است.

اکنون اما در این شرایط اولویت اصلی برای دولت و ملت افغانستان باید حفظ دستاوردهای یک دهه تلاش برای تحکیم دموکراسی، حقوق اساسی، حقوق اقلیت ها، آزادی های اساسی و… باشد، نه چیز دیگر.

هر مذاکره و صلحی که ارزش های قانون اساسی افغانستان را خدشه دار کرده و دستاوردهای ده سال گذشته را از چنگ ما در آورد، صلح نبوده بلکه دشنه ای است که به نام صلح بر قلب این ملت فرو می رود. صلح زمانی خیر است که صدای آن از مأذنه شیطان گوش را نخراشد.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار