افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : خبر ویژه 4, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : چهارشنبه, 7 مارس , 2012 لینک کوتاه خبر :

تهاجم فرهنگی درافغانستان (بخش اول)

 

مقدمه:
این نوشتار به دنبال بررسی تهاجم فرهنگی غرب در افغانستان است هر چند امروزه تعامل و تبادل فرهنگی در بین کشورها و ملت ها کاری مرسوم، پسندیده و شایسته است؛ ولی چیزی که در کشوری با وضعیت و اوصاف افغانستان رخ می دهد، تبادل و تعامل فرهنگی نیست؛ بلکه تحمیل، تهاجم و سلطۀ فرهنگی است. زیرا افغانستان ازجمله کشورهای است که متأسفانه همواره مورد تهاجم و اشغال بیگانگان بوده، درتاریخ خود شاهد رفت و آمد نیروهای نظامی، تجاوزهای مکرر و پی درپی می باشد. از تجاوز انگلیسی ها در دوران استعمار گرفته، تا تجاوز ارتش سرخ ( شوروی سابق) و نیروهای غربی در زمان فعلی، که هرکدام با بهانه و شعاری به این سرزمین هجوم آورده و لشکر کشی نموده اند. هربار که آمده اند، ملت افغانستان را با مصیبت ها و مشکلات فراوان فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و… مواجه ساخته اند. دربخش های مختلف به مردم افغانستان آسیب رسانده  به گونه ای که پیامد های سوء و زیان بار آن تا مدت زیادی برجامعه افغانسان باقی می باشد؛ این تهاجم ها و لشکر کشی ها صرفا نظامی نیست؛ بلکه فرهنگی – اقتصادی نیز هست. اندیشه و طرز تفکر خاصی را باخود دارد، چنان که ارتش سرخ همراه خود تفکرات کمونیستی را به افغانستان وارد کرد و جمعی زیادی از جوانان و محصلان ما را به انحراف کشاند. درسالیان ممتددی وقت و انرژی آنان را گرفت، بیهوده جوانان و محصلین را مشغول کرد بدون اینکه ذرهای منفعت به ملت افغانستان رسانده باشد. امروز هم نیروهای غربی با شعارهایی مانند آزادی، دموکراسی، حقوق زن، انواع و اقسام تفکرات انحرافی، پوچ گرایی و اباحه گری را تبلیغ می کنند. علاوه برآن مبلغان مسیحی تحت پوشش مؤسسات آموزشی و خیریه به تبلیغ آیین مسیحیت می پردازند. متاسفانه در کارخویش موفق هم بوده اند عده ای زیادی را به سمت مسیحیت کشانده اند.  کشورهای مهاجم به همان میزان که به دنبال اهدافی نظامی هستند، برای سیطره فرهنگی خود نیز تلاش می کنند. با این تفاوت که لشکر کشی های نظامی به صورت علنی و آشکار صورت می گیرند، جهانیان  و مردم افغانستان آنرا می دیدند، درمقابل آن از خود عکس العمل نشان می دهند. به عبارت دیگر در حمله نظامی ابعاد و جوانب آن به نوعی برای همه مشخص است، مقابله در برابر آن نیز آسان تر صورت می گیرد.
اما تهاجم فرهنگی، خطرناکتر از حمله نظامی است برای اینکه این تهاجم به صورت نامحسوس صورت می گیرد در بسیاری از موارد با جذابیت های ظاهری و مادی همراه است در برابر آن کمتر عکس العمل صورت می گیرد. همه این موارد باعث می شود که تهاجم فرهنگی آثار مخرب تری داشته باشد و در خیلی از موارد کارسازتر ازحمله نظامی است. اگر در برابر آن به درستی مقابله صورت نگیرد آگاهان و دلسوزان یک جامعه احساس مسؤلیت نکنند بسیار زود هویت فرهنگی و دینی خود را از دست می دهند. در کشوری که مورد حمله قرار گرفته، ممکن است حملات نظامی به پایان برسد خاتمه  پیدا کنند؛ ولی تهاجم و سیطره فرهنگی سالیان سال در جامعه، سیطره داشته سرانجام تمام ارزشها، باورها و هویت فرهنگی یک جامعه را نابود نموده سپس فرهنگ دلخواه و مورد نظر خویش را جایگزین آن  می کند. این همان چیزی است که درافغانستان رخ داده و در حال گسترش و توسعه است. یعنی با آمدن نیروهای نظامی غرب در افغانستان، فرهنگ غرب نیز بسیار سریع تر از آن چیزی که ماه فکر می کنیم در حال گسترش و توسعه است با روش های مختلف، استفاده از ابزارهای مانند فرستنده های تلویزیونی و رادیویی، انترنت، ماهواره، روزنامه، مجله، نشستها، کنفرانسها، کنسرت ها اجرا می شوند. اگر آگاهان جامعه فکر اساسی نکنند و در برابر این تهاجم ازخود عکس العمل مناسب نشان ندهند درآینده نه چندان دور ما چیزی به عنوان فرهنگ اسلامی ـ افغانی نخواهیم داشت. آن چیزی که در گذشته تاریخ و امروز برای ما ارزش حساب شده و در برابر آن حساس هستیم، درآینده نه چندان دور به ضد ارزش تبدیل خواهد شد، آن چیزی را که به عنوان فرهنگ و عنعنات ملی افغانستان قبول داریم و به آن افتخار می کنیم درآینده برای ما بی ارزش خواهد بود. ازهمه مهمتر خصوصیات و ویژگی های ملی مردم افغانستان که باعث مبارزه ما با بیگانگان می شوند مانند وطن دوستی و استقلال خواهی، کمرنگ خواهد شد. همه این موارد از ما می طبلد حوادث و اتفاقات یکه در افغانستان درحال رخ دادن اند و هر روز به صورت های مخلتف در حال ظهوراند، بادقت بنگریم. این همه فریب ظاهر زیبا فرهنگ غرب را نخوریم که چنین فرهنگی با فرهنگ دینی و هویت ملی ما سر ساز گاری ندارد و نمی تواند موجب سعادت مردم و جامعه ما گردد.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار