افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : خبر ویژه 4, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : سه‌شنبه, 21 فوریه , 2012 لینک کوتاه خبر :

تأملی در انگیزه مداخلات خصمانه پاکستان در افغانستان!

پاکستان با دو کشور همسایه اش یعنی هند و افغانستان مشکل ارضی دارد. عمر این مسئله نیز به درازای عمر تشکیل کشوری به نام پاکستان است. مشکل پاکستان با هند بر سر کشمیر و با افغانستان بر سر خط دیورند است.

پاکستان برای رویارویی با این دو مشکل یک ابزار تراشیده و با همان ابزار در برابر هردو معضل واکنش نشان می دهد. این ابزار، ابزار افراطی گری است.

با تمام مشکلاتی که در طول حیات کشوری به نام پاکستان میان دولت های ملکی و نظامیان این کشور وجود داشته اما هردو جناح بر سر این دو مشکل و نوع مقابله با آن اتحاد نظر دارند. تشکیل و تأسیس جنبش طالبان در زمان نخست وزیر فقید پاکستان بی نظیر بوتو و اعتراف وی به آن، گواه این مدعا است.

هرچند پاکستان در رقابت با دولت مقتدر هند چندان موفق نبوده اما به خاطر سه دهه درگیری و جنگ در افغانستان، دست برتر را کمایی کرده و با ابزارهای گوناگون تلاش نموده تا افغانستان را از داشتن یک دولت مقتدر محروم نگاهدارد.

برجسته ترین نماد تلاش دولت پاکستان در این راستا، به قدرت رساندن امارت طالبان در کابل بود که به جز این کشور تنها دو کشور عربستان و امارات آن را به رسمیت شناخت. تمام تلاش پاکستان این است که اگر حکومت افغانستان کاملا وابسته به آن کشور نیست، دست کم باید آقایی اش را پذیرفته و هوای رقابت با پاکستان را از سر بیندازد.

با سقوط امارت طالبان و ورود افغانستان به مرحله نوینی از تاریخ خود، هرچند دولت پاکستان تحت فشار آمریکا دست دوستی به سوی دولت جدید افغانستان دراز کرده و با دولت آمریکا در بزم مبارزه با تروریزم همپیاله شد اما در خفا به هم کاسگی اش با القاعده، طالبان و سایر گروه های تروریستی که ابزار دولبه آن کشور در رقابت با هند و افغانستان است، ادامه داد.

از این رو اگر پاکستانی ها به آمریکایی ها کوردینات می دادند که طالبان را بکوبند به طالبان نیز خبر می رساندند که باید محل را ترک کنند. اگر روزانه به دولتمردان افغان دست دوستی می دادند، شبانگاهان با رهبران طالبان بر یک سفره می نشستند. پاکستان در این دهسال شریک دزد و رفیق قافله بود. طشت رسوایی اش زمانی از بام افتاد که بن لادن در عمق خاک آن کشور و در کنار یکی از مهمترین پایگاه های نظامی پاکستان کشته شد.

سپس روابط پرتنش واشنگتن – اسلام آباد با ماجرای حمله به سفارت آمریکا در کابل و کشتار نظامیان پاکستانی توسط آمریکایی ها به تشنج گرایید. اکنون پاکستان به انزوا رفته و غرب اعتماد پیشینش را به آن کشور از دست داده است.

با طرح گفتگوهای صلح میان آمریکا و طالبان و در حاشیه قرار گرفتن دولت های اسلام آباد و کابل، پاکستان ظاهرا خود را در جبهه دولت افغانستان گرفته و سنگ پروسه صلح افغانی را به سینه  می کوبد. سفر هفته پیش حنا ربانی وزیر خارجه پاکستان به کابل و سفر گیلانی صدر اعظم آن کشور به قطر و حمایت از پروسه صلح به رهبری افغان ها، تنها در همین چارچوب قابل تحلیل است. اکنون پاکستان که خود را به دلیل روابط پرتنش اش با غرب تنها و در حاشیه احساس می کند، تلاش دارد تا با فریب دولت افغانستان از شانه های دولت کرزی بالا رفته و بار دیگر سرنخ از دست شده را به دست بگیرد.

هرچند نمی توان امیدوار بود که گفتگوهای صلح طالبان و آمریکا فرجام خوشایندی برای مردم افغانستان داشته باشد اما باتوجه به پیشینه اقدامات خصمانه پاکستانی ها در برابر افغانستان گمان نمی رود که معجزه ای در آن کشور رخ داده باشد تا دولتمردان آن کشور را متقاعد به رفتار صادقانه با دولت افغانستان نماید.

پاکستان زمانی دست از سر ما بر خواهد داشت که دولت افغانستان جرئت حل مسئله خط دیورند را با آن کشور پیدا کند. تا زمانی که این مشکل باقی است توقع دوستی و رفتار صادقانه از دولتمردان و نظامیان پاکستانی، نابجا است. چرا که مسئله خط دیورند برای پاکستان یک مسئله ملی بوده و با تمامیت ارضی آن کشور مرتبط است.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار