افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : خبر ویژه 4, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : جمعه, 6 آوریل , 2012 لینک کوتاه خبر :

آینده افغانستان در احاطه یک مثلث موهوم!

نابودی طالبان والقاعده، حذف ترور و وحشت، بنیاد یک دولت قوی و متکی به خود، بازسازی ویرانی و نهادینه سازی ارزش های نوین انسانی از اهم مهمات بودند که آمریکا هنگام حضور در افغانستان بدان همت نموده بود و جامعه جهانی نیز بر آن اجماع جهانی کرده بود.

از آن همت  واجماع جهانی بیش از ده سال می گذرد. اما جهان خود شاهد است که اوضاع این سامان  هر روز بی سامان تر از دیروزمی شود ودشمن مسلط تر از هرروز. دهشت همچنان سایه افکنده است و دهشت افکنان فزونی یافته اند. پایه های دولت لرزان است واقتدار آن رو به فرسایش. بازسازی درویرانه ها ناپیداست  و ارزش های نوین انسانی بی مفهوم. آشفتگی بیداد می کند و افسردگی بر جان مردم مسلط شده است. سردرگمی های امنیتی٬ نظامی و سیاسی در افکار عموم حاکم شده اند. نشانه ی آشکاری از تلاطم رفتن کشتی طوفان زده ی کشور به چشم می رسد. اما این که این زورق شکسته با چه امواج خروشان و کمر شکن رو به رو خواهد بود، هیچ کس را از این راز نهان خبر نیست. چه آنکه نه تنها کشتی نشسته گان که حتی ناخدای این کشتی هم نمي داند که این دریا به کجا مي برندش، وامپراطور این دریا اورا به کدام ساحل می سپارندش.

مردم افغانستان ده سال تمام است که به وعده های جامعه جهانی به گردانندگی آمریکا چشم دوخته بود ولی اینک می بینند که هنگام رفتن فرا رسیده است و هرآنچه که مردم انجام آن را انتظار می کشید برزمین مانده است. به راستی که بسیار امید های عزیز به امیدهای نا فرجام  فنا می گردد.

بی تردید اینک آینده افغانستان در یک مثلث موهوم احاطه شده است. آمریکا و طالبان و دولت افغانستان اضلاع این مثلث  موهوم است.

آمریکا برآنست که آماده رفتن باشد، وظاهرا دست خالی بر می گردد. چه آنکه آمریکا برای کارهای کلان در افغانستان کمر همت بسته بود، ولی حریف همچنان راست قامت در مصاف ایستاده است و آمریکا برآنست که میدان را خالی بگذارد. بدین سبب این حریف، مردم نظاره گر افغانستان را به جای آمریکا به میدان خواهد کشانید.

 آیا براستی آمریکا در سال آینده از افغانستان خواهد رفت؟ واقعیت اینست که حضور آمریکا در افغانستان، حضور در کل این منطقه است. آمریکا بعد از جنگ سرد افغانستان را رها کرد و از کل منطقه محروم شد. بنابراین آمریکا بار دیگر این اشتباه تاریخی را تکرار نخواهد کرد. آمریکا با مبارزه بر علیه تروریزم در افغانستان حضور یافت وبرآن بود که تداوم حضورش را در افغانستان مشروعیت ببخشد. این مشروعیت یابی را آمریکا در پیمان استراتژیک جستجو می کند و ظاهرا به این نتیجه رسیده است که این پیمان مشروعیت عمومی آمریکا را در افغانستان حاصل نخواهد کرد. ازین رو برآن شد که وضعیت را طوری پدید آورد که انگیزه عمومی مردم افغانستان را در تداوم حضور آمریکا تحصیل کند. به همین سبب آمریکا در افغانستان سیاست به نرخ روز را آغاز کرد و طالبان را در آخر خط نگهداشت. تا دلیلی برای حضورش داشته باشد. با همین سیاست است که مردم افغانستان را نا خود آگاه در برابر این سوال قرارداده است که آیا افغانستان دوباره پایگاه دایمی طالبان شود بهتر است یا پایگاه دایمی آمریکا؟ بدیهی است که مردم از میان بد و بد تر، بد را بر می گزیند.

آمریکا با به بن بست رسانیدن پروسه صلح دولت افغانستان، برآن بود که نا توانی دولت افغانستان را در این پروسه به روی مردم افغانستان بیاورد و این برداشت را در اذهان مردم نهادینه کند که هر گونه روند صلح و تخاصم با مخالفین، بدون محوریت آمریکا ناشدنی است. و از دیگر جانب با به رسمیت شناختن طالبان و ایجاد دفترنمایندگی در قطر برآنست که این ضلع را نیز همچنان پایدار تبارز دهد. چه آنکه دوام سیاست و حضور آمریکا تا حدی به پایداری و موجودیت طالبان بستگی دارد. و عدم موجودیت طالبان خود به خود، عدم ضرورت حضور آمریکا در منطقه را زمینه سازی می کند.  

اما، دولت افغانستان به عنوان ضلع اصلی این مثلث، پس از ده سال تا کنون، به ضلع آمریکا متکی و وابسته است. آنطور که  بر همگان عیان است که پایه های دولت افغانستان  سخت لرزانند. آمریکا در افغانستان دولتی را بنیاد گذاشته است که بدون حضورش نمی تواند چندان استوار و پایدار بماند. فلذا در مدت کوتاھی  شیرازه آن از هم فرو خواهد پاشید. به نظر می رسد  که کمک ھای صرف سياسی، اقتصادی و تسليحاتی آمریکا تمام رو بنایی و گذرا طرح ریزی شده بوده است.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار