افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : تحلیلی, خبر ویژه 3 -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : چهارشنبه, 7 مارس , 2012 لینک کوتاه خبر :

چرا غرب مقدسات اسلام را نشانه رفته است؟! (بخش اول و دوم)

سنگ بدگوهر اگر کاسه زرین بشکست / قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود

بی‌ تردید پروسه قرآن سوزی توسط غرب فقدان منطق عقلانی وسیرت انسانی کشورهای غربی

و آمریکا را در برابر اسلام به اثبات می رساند و استیصال این کشورها را در برابر مسلمانان آشکار می سازد. بدون شک همین عامل موجب می‌شود که آن ها دست به چنین اقدامات و حركت‌های غیر منطقی و غیر معقول بزنند. پدیده ی اهانت به مقدسات اسلامی سال گذشته توسط یک کشیش افراطی آمریکایی و به بهانه گرفتن انتقام از مسلمانان به مناسبت سال روز واقعه 11 سپتامبر کلید خورد و طی روزهای گذشته سال جاری نیز ادامه یافت.
به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران و كارشناسان دنیا “قرآن سوزی” توطئه‌ای تدارک دیده شده از سوی سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریكا و مجامع صهیونیستی است و در این راه آنها برای دست یافتن به اهداف خود از گروه‌های افراطی و تندرو فعال در کشورهای اسلامی هم چون طالبان و القاعده نیز استفاده نمودند تا بیش از پیش به نقشه ی  آن ها سمت ‌وسوی لازم را بدهند.
سیاستی را که اینک غرب در پیش گرفته است، در برابر جهان اسلام سیاستی محکوم است و در میان افکار عمومی بین المللی نیز زشت وناپسند جلوه یافته است. بدین جهت غرب به سرکردگی آمریکا برآنند تا‌ پیش و بیش از هر چیز با توجیه و قانع کردن افکار عمومی، جهان را با خود همراه سازند. درست براساس همین پالیسی، آمریکا برای توجیه لشکرکشی به جهان اسلام حادثه 11 سپتامبر را طراحی و اجرا كردند و سپس آن را به جهان اسلام نسبت دادند و گروه ‌هایی را در جهان اسلام بانی و مسبب این حركت معرفی نمودند.
كشورهای غرب بعد از حادثه 11 سپتامبر به جای این كه گروه خاصی را هدف قرار دهند، اسلام را مساوی با تروریسم معرفی كردند و از اینجا بود كه پروژه اسلام‌ هراسی كلید خورد و سعی شد، چهره خشنی از اسلام برای مردم جهان ترسیم شود.
جهان غرب می‌خواست با حادثه 11 سپتامبر و ساخت 50 فیلم به جهان اعلام كند كه مسلمانان عامل ناامنی در آمریكا هستند، ولی با این كار نه تنها به اسلام آسیبی نرساند، بلكه حتی اندیشمندان غرب نیز بیشتر به اسلام روی آوردند.
از جمله اقداماتی كه طی سال‌های گذشته کشورهای غربی‌ دست به آن زدند، کشیدن تصاویر و كاریكاتورهای موهن از پیامبر اسلام (ص) بود كه پیام خاصی را به مخاطب خود القا می‌كرد و بر آن بود تا چهره خشنی از پیامبر اسلام (ص) كه در بین مسلمان‌ها و غیر مسلمان‌ها به پیامبر رحمت شناخته شده است، ارائه دهد.
دلیل این اقدامات کشورهای غربی را باید در به وحشت افتادن این کشورها از توجه و روی آوردن بیش از پیش جهانیان به آیین اسلام ملاحظه کرد،‌ بویژه آن که پیروزی انقلاب اسلامی در ایران باعث شد تا اسلام واقعی بر جهانیان عرضه شود و آنها با اسلام ناب آشنا شوند، اسلامی كه می‌تواند‌ پاسخ‌گوی نیاز بشری در حوزه‌های گوناگون باشد و همگان را به خود جلب كند؛ به همین دلیل غربی‌ها پروژه اسلام‌هراسی را کلید زده و دنبال می‌كنند تا با ترسیم یك چهره خشن از اسلام مانع گرایش دیگر مردم به این آیین باشند و طوری اسلام را به نمایش بگذارند كه حتی برخی از مسلمان‌ها نیز از چنین اسلامی اعلام برائت كنند.
سال گذشته كشیش آمریكایی با مطرح كردن موضوع سوزاندن قرآن همزمان با حادثه 11 سپتامبر كه طبیعی است بدون حمایت کاخ سفید امکان مطرح کردن آن وجود نداشت، تصور می‌کرد، بدین وسیله می‌تواند چهره مسلما‌نان و اسلام را در افکار عمومی جهان مخدوش سازد، اما نكته قابل توجه این كه طی سال‌های گذشته همواره ره آورد چنین اقدامات و حركت‌هایی توجه بیش از پیش جهانیان به آیین اسلام بوده است.
سوزاندن قرآن توسط کشیش آمریکایی و حمایت دولت آمریکا و کشورهای غربی از این اقدام – اگرچه به ظاهر در برابر آن واکنش نشان داد‌ه‌اند – به این معناست كه غربی‌ها در برابر اسلام عاجز و ناتوان شده‌اند و همین عامل باعث می‌شود، افكار عمومی به سمت این كتاب الهی و شناخت آن گرایش پیدا كند.
به جرات می‌توان گفت، سوزاندن قرآن نه تنها هیچ ضربه‌ای به اسلام و قرآن نزده و نمی‌زند، بلکه باعث افزایش و تشدید اختلافات در میان خود غربی‌ها می‌شود و این نکته‌ای است که جهان غرب نیز به آن رسیده و دریافته که اقدامات آنها در این باب نتیجه عكس دارد و آنها را به اهدافی كه دارند نمی‌رساند.
اهانت غربی‌ها به مقدسات اسلام به بهانه آزادی اقدامی است که صرفا اعتقادات آنها را زیر سوال می‌برد، چون به این ترتیب مسلمانان هم با استناد به این اصل اجازه می‌یابند،‌ به اعتقادات آنها توهین کنند، در واقع جهان غرب و در راس آنها آمریکا با سوزاندن قرآن نه تنها اصول و مبادی آزادی مورد پذیرش خود که مدافع حقوق بشر بودن کشورهای غربی را نیز زیر سوال می‌برد.
جهان غرب می‌خواست با حادثه 11 سپتامبر و ساخت 50 فیلم به جهان اعلام كند كه مسلمانان عامل ناامنی در آمریكا هستند، ولی با این كار نه تنها به اسلام آسیبی نرساند، بلكه حتی اندیشمندان غرب نیز بیشتر به اسلام روی آوردند و امروز نیز درصدد است با پروسه قرآن سوزی به مقابله با اسلام برخیزد، اما خواهد دید این توطئه نه تنها ضربه‌ای به اسلام وارد نخواهد کرد، بلکه پایه‌های آن را بیش از پیش تحکیم و آن را در میان جهانیان توسعه و گسترش خواهد داد.

بخش دوم

آتش زدن قرآن، اگر چه تلخ تر و نفرت انگیزتر از آن است که زبان و قلم را یارای شرح آن باشد اما، این سکه روی دیگری نیز دارد و آن، اعتراف صریح و بی پرده آمریکا به ناتوانی و درماندگی خود در برابر موج پرشتاب اسلامگرایی است. تنها از این زاویه می توان اقدام نفرت انگیز آمریکا در به آتش کشیدن قرآن را به ارزیابی نشست.  در برابر عمل زشت کشیش آمریکایی، دولتمردان آمریکایی از جمله اوباما، در واکنش نسبت به این حرکت وحشیانه اعلام کرند که مطابق قوانین آمریکا و اعلامیه جهانی حقوق بشر و پروتکل های بین المللی آزادی بیان که آمریکا امضاء کننده و متعهد به آن است، حق مقابله و پیشگیری از به آتش کشیدن قرآن را ندارند. ولی همین سردمداران آزادی بیان از خود نپرسیدند که اولا؛ قرآن کلام و بیان خداست بنابراین به آتش کشیدن آن نقض آشکار و مقابله غیرقابل توجیه «آزادی بیان» است و ثانیا؛ در اعلامیه جهانی حقوق بشر تاکید شده است که آزادی های تصریح شده و مجاز در این بیانیه مشروط به آن است که سلب آزادی و یا نفی آرامش و حقوق دیگران را در پی نداشته باشد. ثالثا؛ امروزه سخن از احترام به آزادی بیان و حقوق دیگران از سوی دولت آمریکا فقط یک شوخی تلخ و گزنده است. بنابراین دولتمردان آمریکایی مسئول مستقیم اینگونه اقدامات زشت و نفرت انگیز هستند و مسلمانان در همه جای جهان و از جمله در آمریکا، نه فقط حق قانونی، بلکه تکلیف الهی خود می دانند که از دولت آمریکا به خاطر این جنایت انتقام بگیرند و بدیهی است که شهادت در این انتقام گیری مقدس را موهبت بزرگ الهی و هدیه ای ملکوتی می دانند و صد البته آمریکایی ها با اینگونه تصمیم های جدی و غیرقابل تغییر امت اسلامی ناآشنا نیستند و بارها سنگینی آن را احساس کرده اند.

می گویند – و راست می گویند- کسانی که به آخر خط می رسنند به سیم آخر می زنند. آتش زدن کلام الله مجید با برنامه ریزی گسترده و هزینه های هنگفت و کلان آمریکا برای جلب حمایت ملت های مسلمان نه فقط همخوانی ندارد، بلکه در تضاد کامل است.

بنابراین، چرا صهیونیست های حاکم بر کاخ سفید دست به این اقدام احمقانه می زنند؟ و تمامی سرمایه های کلان و برنامه ریزی های گسترده خود برای فریب مسلمانان را بر باد می دهند؟ آیا نمی توانند درک کنند که این حرکت مشمئزکننده، خشم تمامی مسلمانان جهان را علیه آمریکا و متحدان صهیونیستش برمی انگیزد؟ و آیا نمی فهمند که نمی توانند مسئولیت این اقدام مشمئزکننده را به گردن یک کشیش مالیخولیایی و یا چند تن از اوباش آمریکایی بیندازند؟

انتشار میلیون ها مقاله، هزاران کتاب و صدها فیلم مستند برای اکثریت قریب به اتفاق مردم آمریکا کمترین تردیدی باقی نگذاشته است که واقعه 11 سپتامبر را صهیونیست های آمریکایی طراحی کرده و به اجرا گذاشته اند تا به زعم خود افکار عمومی جهانیان و از جمله مردم آمریکا را برای حمله به افغانستان، عراق – و سپس ایران- فراهم آورند. امروزه مردم آمریکا، دولتمردان این کشور و صهیونیست های حاکم بر کاخ سفید را عامل جنایت 11 سپتامبر و قتل عام هزاران انسان می دانند. پروژه احمقانه قرآن سوزی در سالگرد واقعه 11 سپتامبر تلاش بی حاصل صهیونیستی برای انتقال افکار عمومی آمریکایی ها به فریب 2001 و تکرار همان دروغ بزرگ است که در آن، جنایت 11 سپتامبر را به مسلمانان نسبت داده بودند.

سیاست پردازان و تصمیم سازان آمریکایی رویکرد پرشتاب به اسلام را نه فقط انکار نمی کنند بلکه بارها در مجامع رسمی و تصمیم ساز خویش از این پدیده ابراز نگرانی جدی کرده اند.

استراتژیست های آمریکایی و اروپایی به درستی پیش بینی کرده اند که اسلام، قطب قدرت بلامنازع در آینده ای نه چندان دور است و سیاستمداران و برنامه ریزان غربی درستی این پیش بینی را در رخدادهای پی درپی این سال ها به وضوح دیده اند. «قرآن سوزی» اگرچه اقدامی نفرت انگیز است ولی حرکتی است برای متهم کردن اسلام به خشونت گرایی که صدالبته اقدامی احمقانه است و مانند بسیاری از اقدامات مشابه دیگر، نتیجه معکوس درپی خواهد داشت. بعد از واقعه 11 سپتامبر، دو موسسه استراتژیک آمریکایی «کارنگی» و آمریکن اینترپرایز در بررسی های جداگانه ای اعلام کردند بعد از حمله بوش به مسلمانان در جریان واقعه 11 سپتامبر، مراجعه به قرآن در میان غربی ها رواج چشمگیر و غیرمنتظره ای داشته است و بسیاری از مراجعه کنندگان، حقیقت اسلام را با آنچه دولتمردان آمریکایی و اسرائیلی معرفی می کنند متفاوت یافته اند و شمار قابل توجهی نیز به اسلام گرائیده اند. این دیدگاه در بررسی اعلام شده گروه آمریکایی موسوم به «کمیته خطر» نیز مورد تأکید قرار گرفته است.

«نئوکان»ها در آمریکا که مجموعه ای از صهیونیست ها و مسیحیان صهیونیست هستند و بسیاری از پست های کلیدی این کشور را – صرفنظر از حاکمیت ظاهری دموکرات ها و یا جمهوری خواهان – در اختیار دارند همواره از نزدیکی مسیحیان و مسلمانان و اتحاد آنان علیه صهیونیست ها نگران بوده اند مخصوصاً آن که مسیحیان آموزه های مشترک فراوانی با مسلمانان دارند- در کلام خدا نیز از مسیحیان با عنوان نزدیکترین و دوست ترین مردم به مسلمانان یاد شده است- فاجعه قرآن سوزی و اعلام پیشاپیش آن از سوی یک کشیش مسیحی می تواند اقدامی برای فاصله انداختن میان مسیحیان و مسلمانان تلقی شودکه بدیهی است نتیجه مطلوب نئوکان ها را به دنبال نخواهد داشت. همانگونه که اعلام آغاز جنگ صلیبی از سوی بوش و بعد از واقعه 11 سپتامبر، پی آمدی معکوس داشت و امروزه نیز ملت های مسلمان، اقدام شرم آور یک کشیش دم دستی و چند اوباش آمریکایی را به حساب جامعه مسیحی جهان و از جمله مسیحیان آمریکایی نمی نویسند و اعلام انزجار بسیاری از مسیحیان از این اقدام احمقانه نشانه دیگری از درستی این برداشت است.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار