افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : تحلیلی, خبر ویژه 3 -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : شنبه, 18 فوریه , 2012 لینک کوتاه خبر :

پس از خروج نیروهای بین المللی چه خواهیم شد؟! (بخش دوم)

 

در قسمت قبل به این دغدغه موجود جامعه که سرنوشت ما در صورت خروج کامل نیروهای بین المللی از افغانستان چه خواهد شد پرداختیم. دغدغه ای که بخصوص از سوی پاره ای از  رسانه های همسو با غرب به شدت دامن زده می شود و این نگرانی برجسته می گردد که وضعیت موجود در جامعه در صورت فقدان نیروهای بین المللی شدیدا آبستن بروز آن دسته از اغتشاشاتی است که کشور را در در دهه هفتاد شمسی به  کام مرگبار خود کشیده بود. زمانی که تمامی مناطق کشور صحنه درگیریهای شدید نیروهای رقیب مجاهدین گشته بود و تعارضات و عدم تفاهم موجود بین گروههای رقیب چشم انداز یافتن هر گونه راه حلی را از میان برده بود و در نهایت نیز در مقابل بهت و حیرت جهانیان گروهی که آشکارا با شعارهای متحجرانه و عصر حجری پا در عرصه سیاست و نظامی گری گذاشته بودند توانستند در ظرف مدت کوتاهی گروههای رقیب مجاهدین را به کناری زده و خود بر اریکه قدرت تکیه زنند.

اضمحلال همبستگی اجتماعی میان اقشار مختلف جامعه در آن روزگاران زمینه برقراری تفاهم میان ملیتهای مختلف ساکن در کشور را به شدت تضیعف نموده بود. تا جاییکه زمینه برای دست اندازیهای خارج از چارچوب قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای را در سرزمین ما فراهم نموده بود که نقطه اوج آن را در شکل گیری جنبش سراپا توحش طالبان شاهد بودیم. جنبشی که به اقرار صریح دولتمردان وقت پاکستان ثمره توافق نانوشته میان مثلث شوم عربستان، آمریکا و پاکستان بود.

ملت ما در سالیان حاکمیت این گروه بر بخش اعظمی سرزمین افغانستان تلخ ترین حوادث ممکن را تجربه نمود که همان نیز دستاویز کسانی قرار گرفته است که با تحذیر دادن از وقوع حتمی و مجدد آن حوادث تلخ جامعه افغانی را به تبعیت کامل از آنچه غرب می طلبد فرا می خوانند. ما در قسمت قبل به سه موضوع اشاره داشتیم که می کوشیم در این بخش و بخش بعدی مقداری بیشتر حول ان به بحث پردازیم.

موضوع اولی که بدان اشاره رفت این بود که آیا ناکامیهای موجود بر سر راه استقرار نظامی مستقل و به خود متکی را باید یکسره معلول ناتوانی و ضعف دولتمردان افغان به حساب آورد و یا اینکه می توان در این میان رگه هایی از تعمد قدرتهای بین المللی حاضر در افغانستان را نیز مشاهده نمود. به این معنا که قدرتهای حاضر در افغانستان به رغم اینکه مدعیند افغانستان را در مسیر بازسازی و تثبیت اوضاع اقتصادی قرار داده اند ولی به طور کاملا عامدانه ای هزینه های خود را به سمت و سویی هدایت داده اند که افغانستان نتواند حتی به میزان ناچیزی به درآمدهای مطمئن دست یابد. عدم هدایت هزینه های بازسازی به سمت ایجاد صنایعی که می توانست دولت افغانستان را در راه دستیابی به منابعی قابل اتکا از وابستگی مطلق به کمکهای خارجی برهاند، شرایط را به گونه ای رقم زده است که حکومت افغانستان هم اکنون از تامین اولیه ترین نیازهای روزمره خویش نیز عاجز است.

واضح است که این ادعا تنها زمانی می تواند از شکل یک اتهام بی بنیاد رهایی یابد که مستنداتی موید را نیز به همراه داشته باشد و نگارنده خواهد کوشید تا در بخش های بعدی ضمن طرح سایر موارد مویداتی را نیز در این زمینه بر شمرد.


یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار