افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : خبر ویژه 3 -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : یکشنبه, 15 جولای , 2012 لینک کوتاه خبر :

نظام را سرنگون می کنم…!

امرالله صالح رییس پیشین عمومی امنیت ملی در باره سخنان اخیر رییس جمهور گفت: رییس صاحب جمهور که گفته مطبوعات در حال آغاز جنگ روانی در افغانستان هستند نه تنها درست نیست بلکه به نظر من اوضاع خوش بینانه تر هم هست.
با کمال تاسف در سه ماه گذشته نیروهای اردو و پولیس افغانستان نزدیک به 12صد شهید و 4000 زخمی داشته که این ارقام نشان می دهد دشمن توانسته قیمت جنگ را چه از دید انسان و مالی بر دولت افغانستان و متحدین ما بلند ببرند و هدف دیگر آنها که جنگ را از نظر روانی تیره کنند و در قسمت هایی از افغانستان این دستاورد را داشته اند.
به همین خاطر با توجه به معلوماتی که من دارم وضعیت نظامی در بن بستی که قرار دارد به رو به بدتر شدن پیش می رود و بهبود نیافته است و در این شرایط ناهنجار باید راه حل معقول و اساسی بوجود آورد.

آیا شما بسیار بدبین هستید و یا رییس جمهور کرزی بسیار خوش بین است؟
بحث بدبینی و خوش بینی نیست بلکه واقع بینی است که کی به مسائل واقع بینانه تر نگاه می کند. بعضی ها باورشان بر این است که حکومت افغانستان دسترسی به اطلاع ندارد ولی به باور من سیستم به اطلاعات اعتقاد ندارد برای همین رهبری نظام دچار اضطراب شدند.

آیا اطلاعات به رییس جمهور کرزی داده نمی رسد یا اطلاعات به صورت درست داده نمی شود؟
دولت افغانستان اطلاعات دارد اما توانایی استفاده از این اطلاعات را ندارد و اعتقاد رهبری افغانستان با توجه به اوضاع اقتصادی و سیاسی و … که در یک اضطراب وحشتناک قرار دارد می خواهد حرف هایی را بزند که خودشان را گول بزنند و آرام کنند.
واقعیت نشان دهنده پوسیدگی است، نشان دهنده این است که مردم به سیستم بی باور شدند، در وضعیت امنیتی بهبودی بوجود نیامده و جامعه جهانی با رهبری افغانستان مشکل دارد و …

وی افزود: یکی از سوالاتی که نه طالبان و نه نیروهای داخلی نتوانستند پاسخی برای آن پیدا کنند این است که طالبان برای چی می جنگند و خواست این نیرو چی است؟
طالبان برای احراز چند کرسی در کابینه افغانستان نمی جنگند، طالبان برای بدست آوردن چند ولایت در جنوب و شرق نمی جنگند بلکه برای این می جنگند که تسلط نظامی و سیاسی داشته باشند.
حرف من به خبرنگار نیویورک این بود که اگر زمانی بخاطر ایجاد آتش بس، حکومت افغانستان و یا خارجی ها می پذیرند که طالبان من حیث یک واحد سیاسی نظامی بگوشه ای از افغانستان تسلط داشته باشند و صرف با دولت افغانستان یک معاهده آتش بس را امضاء کنند، این به معنای تجزیه شدن افغانستان در مرحله اول و تجزیه مملکت است.
بنابر این هیچ نوعی معامله صلح نباید منجر به این شود که یک گروهی با اسلحه و تجهیزات در گوشه ای از مملکت ما تسلط نظامی سیاسی خود را حفظ کند.

در جایی از زبان شما نقل قول شده که اگر طالبان با اسلحه به قدرت برسند و افغانستان تجزیه شود، شما این نظام را سرنگون می کنید؟
آقای صالح در مورد این سخنش گفت: وقتی دولت افغانستان بپذیرد که یک گروه شورشی را که تمام سوق اداره ی آن در پاکستان است به تسلط سیاسی برساند صرف برای یک آتش بس کاذب و موقت، این سوال پیش می آید که پس مشروعیت حکومت افغانستان برای تطبیق قانون از چی منشاء می گیرد؟
افغانستان یک کشور واحد است و قانونش هم باید واحد باشد، بنابر این من گفتم اگر طالب مسلح باقی می ماند و تسلط می داشته باشد در گوشه ای از افغانستان، تحمل این وضعیت مشکل می شود برای بقیه نفوس افغانستان.

چگونه نظام را سرنگون می کنید؟
شعار ما از نخستین روزها این بوده که نظام موجود در افغانستان خون بهای مردم افغانستان است و از اول هم ما هشدار داده بودیم که هر نوع معامله ای که در لایحه ی ابهام و دور از انظار مردم افغانستان شکل می گیرد مشروعیت نیم بند افغانستان و نظام را زیر سوال می برد.
ما هیچ وقت اشاره به یک قیام مسلحانه و رفتن به کوه ها نداریم ولی ما باز هم تاکید می کنیم که طالبان می خواهند تسلط داشته باشند تسلط سیاسی و نظامی و این جا کسانی هستند که با همین خواسته های طالبان چه بر قدرت باشند و چه نباشند مخالفت دارند و اگر زمانی افغانستان تسلط آنها را به رسمیت بشناسد این حق ما است تا مبارزات خود را شدت بدهیم.

نظامی را که ده سال برای حمایتش تلاش کردید اکنون چطور به سرنگونی اش فکر می کنید؟
آقای صالح گفت: من افسردگی برای قدرت نداشتن ندارم من خیلی تلاش کردم و شواهدی دارم که ما از داخل افغانستان باید آغاز کنیم و سبب این شویم که ملی گرایی در افغانستان تقویت شود و به حیث یک ملت واحد افغانستان را از پارچه پارچه شدن نجات دهیم.
من بعد از انتخابات اخیر(2009) که رییس جمهور تفاهمی با جناح های مختلف کرد، اساس ساختن نظام قوی را در اصل به معامله گذاشت که من وزنه ی قوی در آن نظام نداشتم و مجبور بودم تا نظریات خود را از مجرای دیگری به گوش مردم خود برسانم.
سخنان من دلیل بر مبارزه مسلحانه نیست بلکه این است که حکومتی که خون بهای مردم ما است نباید تسلط اش بدست دشمنان ما بیافتد.

رییس جمهور حزب اسلامی و حزب جمعیت را عامل اصلی ویرانی افغانستان خواند . نظر شما چی است؟
آقای صالح گفت: هر کس زیادتر مضطرب شود حرف دل خود را بیشتر می زند، در حرفهای رییس جمهور تناقضات بسیار اساسی وجود داشت که منزوی شدن حکومت را نشان می دهد.

وی افزود: صلاح الدین ربانی یکی از متحدین کرزی است و اگر آنها باعث خرابی این نظام هستند پس دلیل حضورش در این مقام چی است؟ اگر اینها واقعا مسئول خرابی هستند پس در کنار رییس جمهور چه می کنند؟
رییس جمهور برای بقای خود پست ها را به همین گروه ها داده است.
ایجاد ادارات موازی و بی ربط با هم و توصل به ادبیات خیابانی برای اضطراب رییس جمهور است که این اضطراب برای این است که اولا ، پایگاه سیاسی دولت افغانستان بسیار کوچک شده و تعدادی از متحدین آقای کرزی که ریشه در شمال دارند راه خود را از کرزی جدا کردند، دوم اوضاع جنوب و شرق افغانستان نشان می دهد حکومت بسیج مردم را از دست داده است و در عین زمان روابط اش با متحدین خارجی در حال فروپاشی است وخارجی ها رهبری فعلی افغانستان را، راه حل نمی دانند و می اندیشند که بیشتر تکیه به حمایت های خارجی دارند و حمایت مردمی ندارند.

آیا رییس جمهور این توانایی را دارد که نیروهای مخالف را دوباره دور خود جمع کند؟ مانند انتخابات قبل که مخالفان خود را با خود همدست ساخت؟
اینکه رهبری فعلی در سیاست چقدر قوی به در می آید اهمیت ندارد اهمیت اساسی اینجاست که ما چه چیز افغانستان را برای نسل جوانش به میراث می گذاریم؟

ما در بدنه نظام چقدر افرادی داریم که برای منافع ملی کار می کند؟
آقای صالح گفت: افراد موجود در حکومت، هیچ یک از طراز رهبری راضی نیستند یعنی هر کدام دنبال منافع خود هستند و این یک نگرانی بزرگ است که اینها فرصت های افغانستان را از بین می برند.

وی افزود: رییس جمهور کرزی که با نهادها موازی حکومت مخالف است خودش نهادهای موازی دیگری را بوجود می آورد و تنها با نظارت نهادهای موازی خارجی مخالفت دارد و خودش جرگه ی فلان فلان و… را بوجود می آورد که اینها نهادهای موازی هستند چون در قانون اساسی تعریف نشده اند.
هر کاری که جدا از این سه پایه مقننه، اجرائیه و قضائیه انجام شود نهاد موازی است.
یکی از مشکلات افغانستان این است که دولت افغانستان بر پایه تعدادی از ارزش ها و اهداف بزرگی که استوار و پایدار باشد عمل نکرد و بازی سر قدرت بود نه اینکه ما چه چیزی را به ارث می گذاریم برای آینده؟
اگر رییس جمهور می توانست اجماع ملی را حفظ کند و می توانست ملت افغانستان را بسیج کند خارجی ها هم به خواست ما ارج می نهادند اما آنها وقتی می بینند که همتاهای سیاسی اشان در افغانستان بسیار کوچک هستند و توان بسیج ملی را ندارند و می دانند که اراده اینها اراده ملی نیست و اراده یک تعداد افراد خاص است.
گاز شبرغان یکی از قراردادهایی است که مردم افغانستان در هر گوشه و کنار از این کشور به این قرارداد افتخار می کند اما سوال اساسی اینجاست که چطور یکی از افراد خانواده رییس جمهور توانسته این قرارداد را برنده شود؟ و در هیچ جا هیچ اطلاعی از اینکه چطور این فرد قرارداد را برنده شده نیامده است و وقتی اطلاعات وجود ندارد شک و ابهام بوجود می آید و ادعای حکومت این است که جنرال دوستم مانع استخراج گاز شده ، تا جایی که من اطلاعات دارم همچین کاری صورت نگرفته است و کار در جریان است ولی نگرانی حکومت از این است که این قرارداد ناشفاف به برادر کرزی داده شده و اگر ناشفاف نیست چرا مصاحبه نمی دهد که من از این مجرا این قرارداد را برنده شده ام؟
مملکت ما بسیار بدبخت و بیچاره است و غریب ، منابع محدود دارد و این منابع هم وقتی به دست شخصی مشخص قرار می گیرد سوء تفاهم در مملکت زیاد می شود.

گفته می شود این سخنان که به جنرال دوستم نسبت داه می شود برای این است که دوستم از بدنه اپوزسیون جدا شود و به حکومت بپیوندد! نظر شما چی است؟
هر تیم سیاسی حق دارد برای تضعیف حریف خود متوصل به ضربه های سیاسی شود و وقتی حکومت افغانستان از قوه قضائیه را برای شکستن حریف خود استفاده ابزاری می کند به این معنا که ما بنیاد دولت افغانستان را بخاطر منافع کوچک تضعیف می کنیم ، رییس جمهور برای تضعیف حریفان خود از صد روش دیگر می تواند استفاده کند ولی چطور از محکمه و نهاد عدلی استفاده شخصی می کند؟

مقاله ای که در مورد پشتون ها نوشته اید، هدف شما از این مقاله چی بوده است؟
آقای صالح گفت: یک ادبیاتی و یا داستانی در پاکستان است که نشان می دهد گویا پشتون در افغانستان مورد بی توجهی قرار گرفته، قربانی شدند، در حاشیه قرار گرفتند و مورد تهدید هستند و من در واکنش با آن ادبیات، این مقاله را نوشتم و از روی احساسات نگفتم بلکه با کتاب خوانی و تحقیق نوشتم که ای قوم بزرگ و معزز پشتون اگر دسیسه ای علیه شما وجود دارد و مورد تهدید و تهاجم هستید در صد سال اخیر، از جانب پنجابی ها بوده نه از جانب افغانستان.
اگر دسیسه نبود و پشتونهای پاکستان متحد می بودند یکی از قوم های بزرگ پاکستان را تشکیل می دادند ولی اینها در این شصت و چند سال اخیر تلاش کردند تا پشتون ها را متفرق بسازد تحت نام خودمختاری و اینها را از تعلیم و تربیت دور بسازند و همیشه به اینان بگویند شما در اینجا به حق خود رسیده اید ولی در کابل نه .
من یک مقایسه کردم که ، برادر محترم شما در افغانستان قربانی نیستی این ملکت هست و کشور و خاکت، بلکه تو در هفت جنسی قبایلی قربانی هستی تو در شهر کراچی و پیشاور قربانی هستی .
من در این مقاله نوشتم پشتون به عنوان یک لسان، از یک حمایت منظم برخوردار نبوده است من وقتی با افراد قبایل صحبت می کردم وقتی آنها می خواهند سیاست را در پاکستان مطرح کنند و به مسائل پیچیده بپردازند به لسان اردو صحبت می کنند ولی کسی در پکتیا و پکتیکا برای صحبت کردن در مورد مسائل پیچیده مجبور نیست به لسان دیگر صحبت کند.
پاکستانی ها می خواهند با شعار حمایت پشتون و پشتو وفاق ملی را در افغانستان ضربه بزنند.
کشوری که به بهانه حمایت از پشتون ها نشنالیزم قومی پشتون را بسیار ماهرانه سرکوب کرده پاکستان بوده ولی در افغانستان هیچ کس نشنالیزم قومی پشتون را سرکوب نکرده است.

افغان پیپر

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار