افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : تحلیلی, خبر ویژه 3, سیاسی -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : دوشنبه, 27 فوریه , 2012 لینک کوتاه خبر :

زنگ خطر برای اقلیت های قومی به صدا درآمده است!!

افغانستان پس از سقوط طالبان دارای نظامی با ساختاری دموکراتیک شد اما صاحب دولتمردان دموکرات نه. بدوا گمان بر این بود که تنها دولتمردانی که دارای سابقه حضور نظامی در زمان جهاد و مقاومت بودند نمی توانند خود را با دوره جدید مبتنی بر دموکراسی و ارزش سالاری هماهنگ کنند اما گذر زمان نشان داد که برخی از دولتمردان تحصیلکرده از فرنگ برگشته هرچند درس دموکراسی را خوانده اند اما دموکراتیک نشده و دموکراسی را فهم نکرده اند. خاشاک تعصبات قومی و قبیله ای در عمق ذهن شان خانه کرده و با جاروی سواد از این خانه بیرون نشده است.

خلیلزاد که خود در جامعه آمریکا جزء اقلیت ها به شمار می آمد اما در افغانستان در کنار اکثریت قرار گرفت و در دعوای سرود ملی و کیفیت ساختار نظام سیاسی کشور به سوی استبداد قومی رفت و به تقویت پایه های عمیق سنت استبدادی در کشور همت گماشت. سخن اکثریت در زیر خیمه لویه جرگه شنیده نشد و وی به تنهایی با سرنیزه نیروهای آمریکایی توانست اکثریت را مغلوب کرده و سخن خود را بر کسی بنشاند.

در دولت افغانستان نیز تحصیلکردگان فرنگ رفته بر سیاق وی رفتند و هرکدام به نوبه خود تلاش کردند که بیشترین سهم را از بازسازی، انکشاف شهری و روستایی به قوم، منطقه و تیم سیاسی خود اختصاص دهند و بر تحکیم پایه های تعصبات قومی و قبیله مداری مدد نمایند.

رئیس جمهور کرزی که در هر دو دوره انتخابات ریاست جمهوری، بخش اعظم آرا را از اقوام اقلیت جامعه به دست آورده بود، هرچند دست دولتمردان منسوب به اقلیت های قومی را از وزارت های کلیدی همچون، خارجه، داخله، اقتصاد، مالیه و دفاع دور می داشت اما از نظر صوری سهم کمّی مناسبی را برای شان در نظر می گرفت.

وی با اقدامات خزیده و آهسته ابتدا وزارت زنان را از چنگ سیما سمر در آورد، سپس محمد محقق را از وزارت پلان سبکدوش کرد و سرانجام رمضان بشر دوست که دستش را در این وزرات در زنجیر می دید داوطلبانه مستعفی گردید و زمینه انحلال وزارتخانه پلان را فراهم کرد. اما همچنان از نظر کمّی سهم درخوری آن هم در وزراتخانه های غیر کلیدی و عموما خدماتی به اقلیت ها داده می شد.

این بار اما رئیس جمهور دیگر همین سهم صوری را نیز از اقلیت ها دریغ داشته است و بحران در کشور چنان عمیق است که کسی را یارای انتقاد در برابر این تبعیض های ناروا نیست و اگر انتقادی هم باشد گوش شنوایی یافت نمی شود.

اما چرا سهم اقلیت ها در کابینه کرزی روز به روز تنزل پیدا می کند؟ پاسخ روشن است. پروسه مذاکره با طالبان و حزب اسلامی از سوی دولت به صورت جدی پیگیری می شود و طبعا جذب آنان در نظام کنونی بدون در نظر گرفتن جایگاه مناسب برای شان میسور نخواهد بود آنهم در صورتی که این محال، ممکن شود. از سوی دیگر رئیس جمهور نمی تواند در این شرکت سهامی سهمی را که به رقبای زورمند و یا تیم های سیاسی هوادار خود قائل شده به دیگران واگذار کند، پس بهترین گزینه اقلیت های قومی است که می توان حق آنان را ستاند آنهم بدون اینکه آبی از آب تکان بخورد.

هرچند گفته می شود که قرار است در آینده این تعادل در کابینه دولت افغانستان همچنان حفظ شود و در تغییرات آتی در کابینه این شکاف ترمیم گردد اما همگان می دانیم که رئیس جمهور در دادن وعده ها بسیار سخاوتمندانه عمل می کند اما در عمل بدان ها بخل می ورزد.

تلاش همسو در پارلمان و دولت افغانستان برای تبدیل کردن برخی از اقلیت های قومی کشور به شهروندان درجه دوم و سوم و سپردن پست های غیر حساس و ناکارآمد بدان ها با جدیت تمام دنبال می شود. این در حالی است که آنان در ده سال گذشته با مشارکت در پروسه های دموکراتیک و انتخابات ها یکی از فاکتورهای مشروعیت به نظام فعلی افغانستان بوده اند.

در نظام کنونی دموکرات افغانستان، سهم اقلیت ها استبداد و تحقیر است زیرا هرچند ساختار نظام ما دموکراتیک است اما دولتمردان و تصمیم گیران این کشور به دموکراسی باور ندارند. ورود به حلقه سرنوشت ساز و تصمیم گیر در نظام کنونی افغانستان برای اقلیت های کشور محال می نماید، چنانچه در قالب این نظام انکشاف متوازن، عدالت اجتماعی، حفظ حقوق زنان، حقوق بشر، برخورداری از حقوق اساسی شهروندی برای هر شهروند افغان، سراب جلوه می کند.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار