افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : خبر ویژه 2, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : چهارشنبه, 1 فوریه , 2012 لینک کوتاه خبر :

عجبا، از این همه سردمزاجی!!

در سنت سیاسی افغانستان همواره رقابت های سیاسی داخلی گروه ها، اقوام و شخصیت های سیاسی برتر و مهمتر از منافع مشترک و کلان ملی بوده است.

عبدالرحمن خان جابر با واگذاری بخش عظیمی از خاک کشور به هند بریتانوی آن روز و با کمک نظامی دولت انگلیس توانست بر رقبای داخلی خود در هزارجات و سایر مناطق کشور چیره شود و با ساختن کله منارها و فروش اتباع کشور به عنوان برده در بازارهای هند، پایه های حکومت استبدادی خود را استحکام بخشد.

این سنت سیاسی نامیمون تا امروز نیز ادامه داشته و در تاریخ افغانستان کم تر سیاستمدار و دولتمردی را دیده ایم که منافع کلان ملی را بر منافع قومی، گروهی و یا فرقه ای خود ترجیح داده باشد.

اکنون نیز که کشور غرق در بحران های بی شمار است و بیش از یکصدوپنجاه هزار نظامی خارجی از بیش از 40 کشور جهان بر جسم بی جان این کشور چنگ انداخته و هریک به فکر دستبرد بخشی از منابع این کشور و یا اهداف بزرگتر جهانی و منطقوی خود هستند، باز همچنان اهل سیاست این مرزوبوم از سیاست ورزی (خیانت ورزی) خسته نمی شوند، همچنان به رقابت می پردازند، برای حفظ یا به دست آوردن قدرت به هر ابرازی متوسل می شوند، با خارجی ها پیمان می بندد، پیمان ها و میثاق های داخلی را می شکنند، در برابر هتک نوامیس و ارزش های اسلامی و ملی خم به ابرو نمی آورند، با قامت استوار سیاست می کنند، رقابت می کنند و همچنان فخر می فروشند!

رقابت بر سر نوع سیستم حکومتداری میان دولت و اپوزیسیون ادامه دارد، یکی به دنبال تقسیم قدرت و دیگری در پی انحصار حاکمیت است، در پارلمان رقابت بر سر کرسی های هیأت اداری ادامه دارد و پس از نیل یک وکیل به فلان موقعیت برتر؛ سیل گل ها، شیرینی ها و شادباش ها شب هنگام و صبح زود از سوی دوستان و حتی رقبای قدیمی به خانه اش سرازیر می شود!

 آری تنور سیاست داغ داغ است، از گرمای این آتش نان اهل سیاست می پزد اما جان مردمان این مرزوبوم می سوزد.

طالبان اگر دست شان به نظامیان خارجی و داخلی نرسید، بنام اسلام اما برای اظهار وجود، از کشته های این مردم در کوچه و بازار پشته می سازد و سپس در قطر رفته و پشت یک میز، با خارجیانی که دشمن می خوانند چای و قهوه می نوشند و هردو باهم بر نگون بختی مردم این سامان می خندند!

حزب اسلامی که چندی پیش طاقت دیدن خارجی ها و به قول خودشان دولت وابسته به آنان را نداشت، امروز پگاه و بیگاه و وقت و ناوقت در ارگ و هتل های اطراف آن حضور بهم می رسانند که شاید تکه ای از این جسم بی جان نصیب آنان نیز شود و سهمی از سیاست ورزی آینده افغانستان کام شان را شیرین کند.

آری تنور سیاست داغ داغ است!

اما در همین نزدیکی، در پایتخت، در کابل و در مرکز این سیاست ورزی ها، در همسایگی ارگ و پارلمان، به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان و به نقل از نور، دهها تن از شهروندان این کشور که بیشتر کودکان و زنان هستند از سردی هوا در چهارراهی قنبر جان می بازند و آن سوتر در بدخشان دهها تن دیگر از اتباع این کشور زیر برف کوچ جان می دهند، داغ هتک حرمت یانکی های وحشی به اجساد کشته شدگان افغان از دل ها زدوده نشده، نوبت به نظامیان کانادایی می رسد تا خانه حقیر یک روستایی افغان را به آتش بکشند و خود به تماشای شراره های سر به آسمان ساییده شعله های آن بنشینند و سپس در انترنت و به طور گسترده این جنایت خود را منتشر کنند.

اما سیاستمدارن ما که سیاست را خوب تمرین کرده اند؛ اظهار تأسف می کنند، اعلامیه می دهند، محکوم می کنند و مهمتر از همه بعد از هر فاجعه المناکی تحقیق می کنند! و سپس راهی سفر به همان کشورهایی می شوند که سربازان شان چنین جنایات شنیعی را مرتکب می شوند، می روند تا پیمان دوستی ببندند، عهد اخوت برقرار کنند و اخوت خود را استراتژیک نمایند!

عجبا از این همه استواری، این همه سرفرازی و این همه سردمزاجی!

منبع:http://afghanshahed.blogfa.com/


یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار