افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : خبر ویژه 2, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : جمعه, 3 فوریه , 2012 لینک کوتاه خبر :

آیا وقت آن نرسیده که مردم به پاخیزند؟

اشغال گران آمریکا درطول ده سال با مانور ھای استعماری خود، ھزاران بدبختی را در زندگی روز مرۀ مردم ستمديدۀ افغانستان فراھم کرده است. و با گسترش اميال استعماری خود مردم بیچاره ی  ما را به اسارت کشيده است. بدترین اسارت، اسارت فکری است. مردم اسارت ارتجاعی طالبان را تحمل نتوانست، وسرانجام برعلیه آن برآشفت و رهایی یافت. زیرا اندیشه و ایدئولوژی طالبان  را از اصل قبول نداشت ونتوانست باور کند. بدین سان نتوانست ونخواست که رفتار شان را با خط مشی طالبان هماهنگ کند. لذا از بدبختی طالبان نجات یافت. ولی آمریکا با این تجربه بر آنست که مردم افغانستان را با ایدئولوژی خودش سازگار نماید تا بر آنچه که آمریکا می گوید اعتماد کند وبر راهی که آمریکا در پیش روی مردم می گذارد در جریان باشد. واین خطر برای مردم ما اسارت ابدی را تحمیل خواهد کرد. چه آنکه بزرگترین بدبختی برای یک ملت آنست که به بدبختی خودش عادت کند. در آن صورت است که ازدرک وضعیت وحشتناک حاکم بر زندگی اش عاجز خواهد ماند. در این شرایط است که تغییر وضع موجود سخت ودشوار خواهد شد. بدین سبب سزاوار و واجب است که دلسوزان مردم ونهاد های دلسوز وهمکار برای بیداری مردم افغانستان از لحظه لحظه ی فرصت ها استفاده کند واز ذره ذره ی توانایی خود برای بیداری مردم دریغ نورزد، تا مردم  آگاه وهمیشه در سنگر مقاومت وعزت افغانستان احساس تنهای نکند ودر برابر دژخیمان اشغالگر همچنان امیدوار وراست قامت بماند. ولی متأسفانه تلاش وهمکاری نهادهای آگاهی بخش برای بیداری مردم افغانستان نسبت به نهاد های طرفدار غرب کمتر هزینه وتلاش دارد. بدیهی است که در این صورت برد با آن خواهد بود که از زمینه و ابزار و امکانات بیشتر وبهتر برخوردارند. چه آنکه قدرت مردم مسیر خودرا با توانایی غیرکنترل می گشاید وبه هرسو که رو بیاورد به پیش خواهد رفت. بترسیم از آن روزی که این مردم توسط نهادهای طرفدار آمریکا به سوی مسیر آمریکای رهنمون شود. وآنگاه دیگر پیشیمانی سودی نخواهد داشت. وافسوس ره به  جای نخواهد برد ودیگر کار از دست ما بیرون خواهد رفت. ودراین صورت آمریکای غاصب مردم  فریب خورده ما را سپر بلا قرار خواهد داد. واینک این خطر محسوس است. در چنين شرايط و فضای زھرآگين، ھستند کسانیکه متأسفانه در تمام مدت ده سالی که فاجعه جريان دارد و عمق آن تار و پود ھر انسانی را که ذره ای از احساس انسانی در ذھنش وجود داشته باشد، می سوزاند، ھنوز ھم نتوانسته اند به ماھيت و عمق مسايلی که در کشور ما می گذرد، پی ببرند. آخر با وجود اين ھمه عمليات تروریستی، تھاجمات نظامی، فقر و فلاکت، بيکاری، گرسنگی، فساد اخلاقی، خصومت و دشمنی بين  مردم، مگر فاجعه بايد چقدر گسترش و توسعه بيابد تا مغز ھایی از کار مانده را تکان دھد تا به خاطر نه افغان دوستی بلکه به خاطر انسان دوستی عليه اين ھمه مظالم فریاد خود را بلند کنند . يک تعداد در رکود رفته و سکوت اختيار نموده اند و عده ی ديگر چنان به گذشته چسپيده اند که گوی دوزخ افغانستان را نمی بیند و لهیب این آتش را احساس نمی کند. در حالی که تعداد ديگری با نواختن طبل و سرنا به تبليغات زھرآگين داد از مذاکرات صلح می زنند و سرتأئيد به حمايت از اقدامات امپرياليسم جھانی خم می نمايند و باز ھم يک قدم فرا تر می گذارند و از مردم تقاضا می کنند که در اين روند خاينانه، سهم بگيرند.

امپرياليسم آمريکا و متحد جنايت کارش ناتو و ارتجاع سياه با اتحاد ھمه جانبه در پھلوی ھزاران دسيسه ، فريب و توطئه زمينه ھای تحرکات و دیگرگونی ھای فکری را از طرق مختلف به وجود می آورند تامانع ارتقای تفکر و شعور سياسی بعضی ازمردم ما گردند.

برگزاری جلسات استعماری وفریب در کشورهای استعمارگر اروپایی بازی های کودکانه ی را میماند که مردم ما را به بازیچه ی می گیرند. احزاب افغانستان بازیچه دست احزاب اروپای وآمریکای شده اند. احزاب کشورهای استعماری هنگام بازی های انتخاباتی شان احزاب و سیاست مداران افغانستان را بازیچه ی سرگرمی انتخاباتی شان قرار می دهند. یکی رقص صلح سر می دهند یکی شعار پیروزی می خوانند، دیگری از مذاکره ستایش می کنند. ودیگری از ادمه جنگ در افغانستان فریاد غیرت سر می دهد. ولی آنچه که هرگز نامی از آن به زبان نمی آید، جنایت ده ساله این اشغال گران در افغانستان است. وآن که همیشه نام شان فراموش است مردم افغانستان است.

ھدف از برگزاری چنين مجالس فقط به دست آوردن فرصت طرح پلانھای بعدی خود شان از يک جانب و از جانب ديگر ايجاد ذھنيت صلح خواھی وتجمع مردم افغانستان به دور ميز تسليم طلبی است و آن ھم با فرھنگ ستيزان و دشمنان افغانستان. استعمار با اين دسيسه ھا و پلان ھای فریب کارانه اش خود در صدد است تا باز ھم بتواند مدتی افغانھا را در مغاک تصورات صلح خواھی غرق نمايد.

بنابراین ما نبايد خمود و جمود شويم و بايدھر چه بيشتردر راه به وجود آوردن فضای مبارزاتی متحد شويم. شعله ھای تنوير را در اذھان مردم خود شعله ورتر بسازيم.  در حل مسايل مربوط به سرنوشت ملت خود به طرح و تطبيق پلانھائی دست بزنيم که ارادۀ خود ما را تبارز دھد و در بحث ھا و جلساتی اشتراک کنيم که پاسخگوی نيازمنديھا و منافع مردم ستمديدۀ ما در ميان باشد. لذا می بایست  برای رسیدن و تبلیغ نمودن این اهداف که مقدم بر ھمه امور است يعنی مبارزه جھت حصول استقلال و آزادی مردم در بند خویش ، از هیچ  تلاش و کوششی دریغ نورزیم. هرکه حس مردم دوستی دارد راه اینک هموار است بایستی قدم فرا تر ندهد وبر نهادهای دلسوز بیدارگر است که اینک رسالت شان را تشخیص دهد و بیدار گران را پشتیبانی کند که فردا دیگر دیر است.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار