افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : خبر ویژه, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : جمعه, 26 سپتامبر , 2014 لینک کوتاه خبر :

وضعيت كودكان افغان نبايد ناديده گرفت شود!

كودكان نه تنها سازندگان آينده جوامع محسوب مي شوند، بلكه از هم اكنون در ساختار جامعه و آينده آن نقش عمده دارند. نبايدبه دليل آنكه كودك هستند نقش آنان را به فرداي موهوم و فرضي موكول ساخت. زيرا آنان عضوي از اعضاي جامعه مي باشند؛ و فردي از افراد كه حضور عيني ،ملموس، حقوقي و حقيقي دارند.

چشم پوشي از موجوديت حقوقي و حقيقي کودکان چالش عمده و نقض بزرگ حقوق و ارزشهاي انساني بشمار مي آيد.

كودكان با آنكه از آغاز حيات بشري حضور داشته اند، اما متاسفانه به دلايل تاريخي و سياسي اين حضور و موجوديت آنان يا ناديده انگاشته شده است و يا نسبت به حقوق انساني آنان ستم و تبعيض روا داشته شده است. از آنجائيكه اين قشر در طول تاريخ به اشكال گوناگون متحمل اعمال و رفتارهاي ظالمانه و غيرانساني گرديده است؛ آنان نه تنها از نيازهاي تعليمي و تربيتي محروم بوده اند، بلكه همواره قرباني افكار و برخورد هاي ظالمانه و مناسبات غيرانساني گرديده اند. تحميل انواع محدوديت ها و محروميت ها بر حقوق كودكان و نقض آن در بدترين و خشن ترين شيوه از سوي جامعه و حاكمان تلاشها و كوشش هاي را در جهت دفاع از حقوق كودكان و توجه به رشد و تعليم و تربيت آنان برانگيخت كه سرانجام منجر به تصويب و صدور اعلاميه حقوق كودك 1924 در ژنوا براي مراقبت هاي لازم از كودكان و سر انجام اعلاميه حقوق كودك مصوب سال 1989 در مجمع عمومي سازمان ملل متحد گرديد كه بزرگترين ضمانت براي تأمين حقوق و آزاديهاي اساسي كودكان بشمار ميرود. اصل هشتم اين اعلاميه مقرر ميدارد: ” كودك بايد در هرشرايط جزء اولين كساني باشد كه از حمايت و تسهيلات بهره مند گردد”. كشورهاي عضو سازمان ملل اعلاميه مذكور و مفاد مندرج در آن را پذيرفته اند و خود را ملزم دانسته اند كه به تمام احكام و دستورات آن عمل نموده و در تصويب و اجراي قوانين داخلي نيز معيارهاي اساسي اين اعلاميه را رعايت نمايند. افغانستان يكي از آن دسته كشورهاي ميباشد كه اين سند الزام آور و لازم الجرا را پذيرفته و خود را مكلف به رعايت تمامي معيار هاي آن در جهت تبيين بهتر حقوق كودكان دانسته است.

هم چنين امروزه در سراسرجهان امروز تعدادي قابل ملاحظه اي از سازمانها و موسسات و نهادهاي خيريه اي وجود دارند كه در راستاي حفاظت از حقوق و منافع كودكان در برابر تهديدها و خطرات ناشي از فقر و گرسنگي و خشونت و سائر آسيب هاي اجتماعي فعاليت مي نمايند و براي ايجاد زمينه ها و فرصت هاي مناسب آموزشي و دسترسي به حقوق اساسي و تربيت سالم آنان همواره تلاش ميكنند. به همين دليل افزايش توجه به وضعيت كودكان در جهان سبب شده است تا انكشاف ها و پيشرفت هاي قابل توجه در خصوص رعايت و اجراي حقوق كودكان و فراهم ساختن زمينه ها و امكانات آموزشي و تربيتي و برآورده ساختن نيازهاي اساسي و بنيادين آنان در عرصه هاي گوناگون بوجود آيد.

اما واقعيت روشن اين است كه كودكان افغانستان بعنوان محروم ترين كودكان دنيا كه طي سالي هاي جنگ و خونريزي، محروميت ها و نارسايي هاي فراواني را تجربه كرده اند و در شرايط توأم با فقر و مشكلات طاقت فرساي زندگي را پشت سرنهاده اند، متاسفانه هنوز هم پيامدها و تبعات ناشي از آن دوران بر زندگي شان سايه افگنده و آسودگي و اميد به فرداي بهتر را از آنان گرفته است. كودكان افغانستان با وجود تبليغات فراوان و توجه كم و بيش كه نسبت به آنان صورت گرفته است از اندكترين امكانات و فرصت هاي براي دست يابي به يك براي زندگي مناسب و فراگيري علم ودانش برخوردارمي باشند. اكثريت قابل ملاحظه كودكان افغانستان مجبور اند كه براي تأمين مايحتاج زندگي خود و فاميل به كار هاي شاقه و سنگيني روي آورده اند كه صدها مرتبه از طاقت روحي و جسمي شان بيرون است. افزون بر آن هزاران كودك ديگر در گوشه وكنار كشور به مصائب گوناگون بي سرپناهي، آوراگي، سؤتغذيه، فحشا، سؤ استفاده هاي جنسي، كار اجباري، گدايي، خشونت و… دچار اند كه تراژدي بزرگ جامعه ما ميباشند.

همانطور كه تذكر داده شد با وجود تلاش هاي كه در راستاي تامين حقوق كودكان در كشور، بويژه در شرايط جديد سياسي بكار رفته است و قوانين كشور نيز با در نظرداشت حقوق كودك و رعايت موازين آن تدوين و تصويب گرديده است ، ولي مسئله نقض حقوق كودكان در كشور از چالش هاي عمده بشمار مي آيد. به معني ديگر افغانستان در راه رسيدن به برداشتن مانع و چالش هاي اساسي كه حق كودك را نقض مي نمايند و در جهت تامين يك فرصت و زمينه و زندگي مناسب و مطلوب براي كودكان راه بسيار طولاني را پيش روي خود دارد. در اينجا بصورت بسيار گذرا چالش ها و موارد نقض حقوق كشور يادآوري مي شود:

•بكار بردن خشونت: يكي از مواردعمده كه حقوق كودك در كشور توسط آن ناديده گرفته شده و نقض مي گردد اعمال انواع خشونت ها مي باشد. از آنجايي كه پندار و رفتار خشونت گرايانه در جامعه ما نهادينه شده مي باشد متاسفانه در برخورد با كودكان نيز تصور و رفتار خشن آميز وجود دارد. در جامعه ما هرگز با يك كودك بعنوان يك انسان خرد سال برخورد نمي شود. هرگز عزت و قدر انساني براي او روا داشته نمي شود.
•حتي پدران و مادران كه نسبت به فرزندان خود دل سوز و مهربان هستند در مناسبات خانواده و اجتماع نوعي برخورد تحقيرآميز با كودكان خود دارند. حال اگر اين كودك دختر خرد سال باشد ، اين ستم و نقض حقوق انساني چند برابر شدت و افزايش مي يابد. بكار بردن خشونت را مي توان در زمينه هاي مختلف بصورت كاملا واضح مشاهده نمود.
محروميت از حق تحصيل : يكي از ستم هاي كه بر كودك افغانستاني روا داشته مي شود محروم بودن يا محروم ساختن او از تحصيل مي باشد. امروزه بسياري از كودكان افغانستان از رفتن به مدرسه محروم هستند و يا در نهايت مجبور به ترك تحصيل گرديده و جريان آموزش خود را به پايان نمي رسانند. با آنكه ميزان دانش آموزاني كه امروز به مكاتب مشغول كسب سواد و علم مي باشند نسبت به سالهاي گذشته بسيار زياد مي باشد؛ اما با در نظرداشت تعداد نفوس كودكان و شرايطي كه براي شان بايستي فراهم گردد ، ميزان حضور كودكان در مراكز و موسسات تحصيلي و آموزشي كم است. به هر صورت محروميت از تحصيل بزرگترين جفايي است كه در حق آنان روا داشته مي شود. در اين رابطه حكومت و نهادهاي آموزشي و حقوق بشري ، بويژه جامعه و خانواده مسئوليت كامل دارند كه عوامل محروميت از تحصيل كودكان را رفع سازند. بطور مثال در اينجا براي درك اين واقعيت تلخ و تكان به اين گفته معاون وزارت كار و امور اجتماعي مي توان توجه كرد كه اظهارمي دارد: “بيش از شش و نيم ميليون كودك از آموزش باز مانده اند و در معرض خطر هستند.”

– كودك ربايي : با درد و تاسف بسيار بايد يادآور شد كه يكي از موارد نقض حقوق كودك و تهديدهاي خطرناك و جديدي كه در سالهاي اخير در كشور بروز نموده است ، اختطاف و كودك ربايي مي باشد. اين پديده شوم بعنوان يك پديده مخوف و خطرناك زندگي كودكان را هدف قرار داده و همواره تهديد بزرگي براي آنان تلقي ميگردد. متاسفانه سالانه ده ها كودك افغانستاني توسط مافيايي بين المللي به اهداف تروريستي، سؤاستفاده هاي جنسي و استخدام اجباري در كارگاه ها و موسسات صنعتي به خارج در ابتدا ربوده شده و سپس از كشور قاچاق ميگردند. مسلماً كساني كه به چنين اعمال و روش هاي غير انساني دست دارند و يا از آن حمايت مي نمايند كساني هستند كه هرگز طرفدار استقرار صلح و ثبات در كشور نمي باشند. آنان همانطور كه كودكان وطن را براي اهداف غير انساني خود مي ربايند در صدها قضيه جنايي و ناامني ديگر بخاطر بي ثبات ساختن كشور با تروريست هاي بين المللي همكار بوده و در آن دست دارند. اعتياد و تجاوز جنسي بر كودكان : اعتياد بعنوان بلاي خانمانسوز، نه تنها بزرگ سالان كشور را به فساد و تباهي كشانيده است، بلكه متاسفانه كودكان كشور نيز از اين بلاي خانمانسوز در امان نمانده اند. همانطور كه اعتياد انسانيت انسان معتاد را نابود و مسخ مي سازد، همانگونه زمينه تربيت و رشد كودكان كشور را نيز سلب نموده و آينده آنان را كه مي تواند براي جامعه و كشور مفيد و درخشان باشد، از بين مي برد. بگفته مقامات مسئول اعتياد كودكان به مواد مخدر از موارد مهم و تكان دهنده نگراني هاي جامعه مي باشد. و مصيبت بارتر اينكه اين آفت روز بروز گسترش و افزايش مي يابد. از سوي ديگر در حال حاضر هزاران كودك كه با انواع تهديد ها از جمله بد رفتاري، اجراي كارهاي شاق مواجه مي باشند ؛ متاسفانه كه به يكي از تهديدها و خطرهاي غير انساني ديگر يعني سواستفاده هاي جنسي نيز رو برو مي باشند. مسئله سوء استفاده هاي جنسي به شكل هاي مختلف يكي از آفت هاي خطرناكي است كه مسئله نقض حرمت و كرامت انساني را در جامعه زير سوال قرار ميدهد. در اين باره بطور ويژه مي توان از تجاوز بر دختران خرد سال بعنوان آسيب پذيرترين قشر جامعه ياد كرد. بر اساس يكي از گزارشهاي تكان دهنده هفت نفر كه بصورت دسته جمعي بر يك دختر دوازده ساله تجاوز نموده بودند توسط پليس دستگير گرديده اند. البته اين مورد از هزاران موردي است كه سالانه در كشور اتفاق مي افتد و يا خبر آن به رسانه مي رسد.

– انجام كارهاي سخت و طاقت فرسا: كودكان افغانستان علاوه بر اينكه بسياري از سختي ها و مصيب ها را متحمل مي شوند، متاسفانه در انجام كارهاي روزانه سخت ترين و طاقت فرساترين كارها نيز بردوش آنان است. آنان با وجود بدن ضعيف و ناتوان و كوچك خود مجبور اند كه همانند مردان بزرگ كار نمايند و گاهي حتي بيشتر از آنان كار نمايند. از لحاظ ساعات كاري نيز، هيچ محدوديتي و ملاحظه اي براي آنان وجود ندارد. در اينجا فقط به سخنان يكي از كودكان بنام مسعود توجه مي نماييم: مسعود، يكي از هزاران كودكي است كه براي تامين زندگي خانواده خود مجبور به انجام كار شده است. او در خيابانهاي كابل موترشويي مي كند. تقريبا كاري كه اندكي سبك شمرده مي شود. اين كودك ۱۲ ساله مي گويد تنها نان آور خانواده خود است و روزانه ۳۰ تا ۴۰ افغاني (۶۰ تا ۸۰ سنت) درآمد دارد و با اين پول مي تواند چند نان به خانه اش ببرد. او در صنف پنجم مشغول درس خواندن بود كه مجبور به ترك تحصيل گرديده و اينك براي بدست آوردن لقمه اي نان و زنده ماندن خود و خانواده اش راه خيابان هاي كابل را در پيش گرفته است. به هر صورت وضعيت عمومي نسبت به كودكان در افغانستان ، همانند گسترش فساد كه اين كشور را در مقام دوم قرار داده است، در زمينه رعايت حقوق كودك نيز داراي وضعيتي بس نگران كننده و تكان دهنده مواجه مي باشد. وضعيت جاري مي طلبد كه مقام هاي مسئول در اين باره صادقانه و مسئولانه در پي چاره جويي برآيند.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار