افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : خبر ویژه, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : دوشنبه, 14 جولای , 2014 لینک کوتاه خبر :

مشاركت گروه ها به اندازه شعاع وجودي در ساختار قدرت

سومين دور انتخابات رياست جمهوري به بن بست مواجه شد. ميانجي گري يونوما منجر به شكست شد. گفتگو هاي تيم هاي تخنيكي و سياسي دو تيم انتخاباتي منجر به حل بن بست انتخاباتي نشد.

در نهايت، اين بن بست پاي جان كري وزير امور خارجه ايالات متحده آمريكا را به افغانستان كشيد. جان كري منازعه ميان دو كانديد در سال 2009 ميان حامد كرزي و عبدالله عبدالله را نيز حل كرد. جان كري بعد از دو روز مذاكره بن بست انتخاباتي در كنفرانس خبري با اشرف غني احمدزي و عبدالله عبدالله گفت كه توافق شده است كه تمام آراء دور دوم انتخابات بازشماري و تفتيش گردد. دو كانديد رياست جمهوري نيز، بيان داشت كه به توافق رسيده است كه آراء بازشماري شود و نتيجه آراء بازشماري را سوي هر دو كانديد مورد پذيرش قرار گيرد. اين دو كانديد همچنين بيان داشت كه بر سر شكل گيري حكومت “وحدت ملي” به توافق رسيده است.

اين توافق گام مهم در راستاي حفظ ثبات سياسي و نظم عمومي بود. زيرا، بدون توافق احتمال اين وجود داشت كه انتخابات منجر به بي ثباتي و هرج و مرج گردد.توافق اما، تنها بر سر بازشماري آراء نقطه پايان نيست و نخواهد بود. مسئله مهمتر از توافق بر سر بازشماري توافق دو طرف بر شكل گيري حكومت وحدت ملي است.‏زيرا، در تاريخ سياسي افغانستان يكي از دلايل منازعه عدم مشاركت گروه هاي اجتماعي در ساختار قدرت بوده است. بدون سهم گيري گروه هاي اجتماعي نيز، احتمال حفظ ثبات سياسي امكان پذير نيست. به همين خاطر، توافق بر سر تشكيل حكومت وحدت ملي امر مهم و اساسي است.

اگر به تاريخ سياسي و اجتماعي افغانستان نگاهي بياندازيم به منازعات بر مي خوريم كه دليل شان عدم مشاركت گروه هاي اجتماعي در ساختار قدرت بوده است. از ادوار مختلف كه بگذريم، يكي از دلايل منازعه سه دهه اخير حاشيه قرار گرفتن برخي گروه هاي اجتماعي بوده است.اين مسئله ريشه در مسئله ديگري داشت. آن مسئله به رسميت شناخته نشدن هويت برخي گروه هاي اجتماعي بود.منازعات دهه 1990 به منجر به طرح اين ايده شد مشاركت گروه ها به اندازه شعاع وجودي شان در ساختار قدرت صورت گيرد. شايد اين طرح مهمترين طرح سياسي در تاريخ سياسي افغانستان باشد. طرح براي رهايي از بحران متعدد. اين طرح توسط عبدالعلي مزاري مطرح شد. اما كمتر كسي به اين طرح و ايده توجه نمود.

طرح مشاركت گروه هاي به اندازه شعاع وجودي شان بعد از شكل گيري حكومت دموكراتيك در سال 2001 پياده شد. در كنفرانس بن آلمان توافق بر اين شد كه مشاركت گروه ها به اندازه ميزان جمعيت شان باشد.اگر چه آمار دقيق از جمعيت افغانستان و از گروه هاي اجتماعي مختلف در دست نبود. اما بر اساس تخمين هاي علمي ميزان جمعيت گروه ها مشخص شد و بر اساس آن قدرت ميان گروه ها تقسيم گرديد.‏ همين تقسيم قدرت بر اساس “شعاع وجودي” گروه هاي اجتماعي تضمين كننده ثبات سياسي نسبي در بيش از يك دهه بود. حد اقل در كنار عوامل ديگر، اين عامل به صورت جدي مطرح بود. در سومين دور انتخابات رياست جمهوري مسئله تقسيم قدرت ميان گروه هاي اجتماعي مطرح بود. در تيم داكتر اشرف غني احمدزي تاجيك ها به عنوان يك گروه اجتماعي غائب بود. اگر چه در دور دوم احمدضياء مسعود يكي از نخبگان سياسي تاجيك ها در تكت داكتر اشرف غني احمدزي قرار گرفت اما احمدضياء مسعود به تنهايي قادر به نمايندگي از تاجيك ها نبود. همين طور در تيم داكتر عبدالله عبدالله ازبيك ها غائب بود. افرادي از گروه اجتماعي ازبيك كه در تيم عبدالله عبدالله بود اما آن ها نيز قادر به نمايندگي از ازبيك ها نبود. پيروزي هر يك از تيم ها، قادر نبود گروهاي مختلف اجتماعي را در ساختار قدرت سهيم نمايد.به همين خاطر، تيم هاي انتخاباتي با مشكل جدي مواجه مي گشت.

طرح شكل گيري حكومت وحدت ملي در حقيقت همان طرح مشاركت در ساختار قدرت بر اساس شعاع وجودي است. اين ايده قادر به حفظ ثبات و نظم عمومي است. زيرا، همه گروه ها خود را سهيم در قدرت مي داند و از قدرت سياسي و نظم حاكم حمايت و پشتيباني مي كند.اين طرح بهترين طرح عملي براي جامعه افغانستان است كه ساختار مزايكي دارد.قدرت چهار راهي است كه بر اساس اين طرح گروه هاي اجتماعي را با هم پيوند مي دهد و همبستگي ملي را به وجود مي آورد.

اين طرح اگر چه تضمين كننده ثبات در افغانستان مي باشد اما حضور سمليك برخي گروه هاي اجتماعي در ساختار قدرت در دراز مدت مي تواند تهديدي عليه نظم حاكم در جامعه باشد. بنابراين نخبگان در هرم قدرت نبايد در تلاش باشد تا حضور برخي گروه هاي قومي را سمبليك ساخته و گونه هاي جديد قدرت را به انحصار خود در آورد.در سال هاي اخير حكومت كرزي تا حدودي برخي گروه هاي قومي مانند هزاره ها و تا حدودي ازبيك ها حضور شان سمبليك شده بود.‏ اگر چه بخش از دلايل حضور سمبليك هزاره ها عملكرد بد نخبگان سياسي هزاره ها بود اما بخش شان به خاطر نگاه قومي پشتون ها و تاجيك ها نيز بود.طرح تقسيم بندي قدرت بر اساس شعاع وجودي گروه هاي قومي تنها اشاره به تقسيم صوري قدرت ندارد بلكه اين طرح متضمن تغيير نگاه ما به قدرت نيز هست. در دراز مدت بايد نگاه قومي به قدرت از ميان برود تا مسئله تقسيم قدرت به صورت ريشه اي حل گردد.

با وجود اينكه طرح حكومت وحدت ملي با يك گفتگوي سياسي به دست آمد اما ما نيازمند آنيم كه مكانيسم هاي نهفته در قانون اساسي را پيدا كنيم. قانون اساسي ظرفيت آن را دارد تا منازعات و تنش ها را به شكل قانوني حل نمايد. در دراز مدت قانون اساسي بزرگترين حامي و پشتيبان ثبات و دموكراسي و ارزش هاي نوين است.ما بايد تلاش نمايم حاكميت قانون را عملي نمايم تا فردي و نهادي قادر به فراتر رفتن از چارچوب هاي قانون نباشد. راه حل سياسي تا حدودي زيادي براي كوتاه مدت پاسخگو است. اگر تلاش هاي در راستاي حاكميت قانون صورت نگيرد احتمال آن وجود دارد كه در انتخابات هاي بعدي نيز، نيازمند گفتگو هاي سياسي و راه حل هاي سياسي باشيم.

در پايان اين نوشتار بايد متذكر شد كه گفتگو هاي جان كري وزير امور خارجه ايالات متحده آمريكا با كانديدان رياست جمهوري و حل بن بست انتخاباتي اميد هاي جديدي را به وجود آورد.اميدواري براي حفظ ثبات و آوردن صلح و نهادينه شدن دموكراسي.‏ اين دستاوردي كمي براي مردم افغانستان نيست. مردمي كه تا ديروز نگران آينده خود و فرزندان خود بود. حال اين مردم با آرامش و اميد به آينده به زندگي خود ادامه مي دهد. اميدواريم كه كانديدان رياست جمهوري اين مسائل را درك نمايد و رفتار هاي فراتر از توافقات صورت گرفته ننمايد.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار