افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : خبر ویژه, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : دوشنبه, 25 آگوست , 2014 لینک کوتاه خبر :

كابوس انتقال قدرت

علی رغم حضور پرشور مردم در انتخابات رياست جمهوري سال روان و اميدهاي فراواني كه به آن بسته شده بود، اينك روند نتايج انتخابات به سمت و سويي روان است كه نگراني هاي جدي را برانگيخته است.

وضعيت سياسي جاري در كشور و آنچه در ذهن مردم خطور مي كند و مي توان از كلام و نگاه شان دريافت، حكايت از هراس و نگاهي دارد كه مبادا ثبات سياسي نيم‎بند كشور، قرباني منازعات سياسي و انتخاباتي گردد. بسياري از شهروندان به شدت مشتاق اند كه اين بحران و كشمكش هاي سياسي و انتخاباتي هرچه زودتر پايان ياد وبيش از اين زندگي مردم دستخوش نگراني واضطراب نگردد. واقعيت روشن آنست كه مردم ما براي تمثيل تمثيل دموكراسي و اراده خويش با خريدن و قبول هرگونه تهديد و خطر داوطلبانه به پاي صندوق‎هاي رأي رفتند، آنان مي خواستند كه چرخش قدرت در كشور بصورت مسالمت انجام يافته و برهرگونه خشونت و زورگويي جواب منفي دادند. آيا مردمي اين چنين مستحق ااست كه در دام خشم و انتقام سياسي و خشونت‎هاي پايان ناپذير قرار گيرند. اين واقعيت را بايد هر فرد، نهاد و جانب درگير در مسأله انتخابات درك نموده و طبق آن رفتار سياسي خويش را استوار سازد. به همين دليل است كه بسياري از آگاهان امور، اولويت اصلي و مهم جامعه را رسيدن به آرامش و تعامل ميان طرف‎هاي قضاياي سياسي و انتخاباتي از هر طريق و ميكانيزمي كه ممكن باشد، مي‎دانند.

بسياري از آگاهان جامعه بدين باورهستند كه هم اكنون سايه سنگين التهابات سياسي و انتخاباتي، موضع گيري‎هاي داغ و وقوع تقلب‎هاي مطرح شده، بر فراز تمام قضاياي كشور سايه انداخته و ثبات و آرامش رواني و اقتصادي جامعه و شهروندان را سلب نموده است. افزايش بيكاري، گسترش فقر، توسعه ناامني‎ها، اختلال آرامش عمومي در جامعه، توقف سرمايه‏گذاري‎ها و ركود اقتصادي به تدريج از نيمه دوم سال گذشته آغاز يافته و در اين روزها به اوج رسيده است. مسلماً، تداوم اين وضع و تن ندادن به مجاري قانوني و عدم اصلاحات لازم برآن براي رسيدگي به شكايات انتخاباتي و استفاده از شهروندان براي اعمال فشارهاي سياسي به نفع و يا ضرر هر كانديد و گروهي، مي‎تواند عواقب تلخي براي كشور در پي داشته باشد.
هرچند تلاش هاي بسياري تاكنون در كار بوده است تا به انتقال مسالمت‎آميز قدرت در كشور منجر شود. اما متاسفانه تاكنون هيچ يك از راه حل هاي بكارگرفته شده نتيجه مطلوب را به همراه نداشته است. به معناي ديگر مسئله انتقال مسالمت آميز قدرت يا چرخش دموكراتيك قدرت در كشور بدل به يك كابوس بسيار وحشتناك و تكان دهنده براي جامعه و منطقه و جهان شده است.

حال پرسش اين آست كه آيا براي رفع اين كابوس راه حلي وجود دارد؟ چگونه مي توان پاسخ نگراني و پرسش هاي مطرح شده را دريافت نمود؟ بعضي از آگاهان امور معتقدند عاقلانه اين است در شرايط حساس كشور كه ثبات افغانستان، منافع علياي كشور را تشكيل مي‎دهد، اولويت اول باشد. قوانين نافذه از جمله قانون اساسي در درجه دوم و خواست نامزدان در درجه سوم قرار دارد. لذا بايد نامزدان براي رسيدن به ثبات كشور از برخي خواسته‎هاي‏شان گذشته و به جاي دامن زدن به تنش ها در سطح جلمعه براي دست يافتن به راه حل سياسي مناسبي تلاش ورزند تا ثبات كشور را حفظ كنند. شكي نيست كه هر فرد، نهاد يا شخصي كه باعث بي‏ثباتي بيشتر كشور شود و از اين قضيه براي اغراض سياسي خويش استفاده‎ نمايد، محكوم تاريخ، ملت و جامعه جهاني خواهد بود. هرچند در اين راستا تلاش‌هاي داخلي و خارجي صورت گرفته است كه مهم ترين آن‌ها دو دور سفر جان كري وزيرخارجه امريكا به كابل و نشست مشترك با نامزدهاي انتخاباتي و طرح رفع اختلاف هاي انتخاباتي در چارچوبي بنام” حكومت وحدت ملي ” مي باشد. اما متاسفانه باوجود اين كه نامزدهاي انتخاباتي در پايان نشست‌ها و در كنفرانس‌هاي خبري وعده‌هاي بسيار و قاطعي را به مردم دادند كه هرچه زودتر به بحران انتخاباتي پايان خواهند داد، ولي باگذشت زمان بهانه جويي هاي مختلف و با توجيهات ظاهرا قانوني و تخنيكي هم چنان ادامه دارد. از مجموعه بهانه جويي ها چنين پيداست كه هيچ اراده اي جدي براي پايان بخشيدن به بحران انتخاباتي وجود ندارد. به همين جهت كابوس بحران انتخابات هم چنان بر زندگي مردم سايه شوم خود را گسترانيده و روح و روان جامعه را متزلزل و مشوش ساخته است. دوام اختلافات و اوج گيري اختلاف هاي انتخاباتي در جريان بازشماري و تفتيش آراي انتخابات، زدوخوردهاي كوچه بازاري درميان ناظرين بار ديگر افكارعمومي را آشفته ساخته و فضاي ذهني جامعه را در هراس رفتن كشور بسوي بحران دوباره فرو برده است. اين وضعيت هنگامي نگران كننده مي شود كه روند اتهام بستن هاي نامزدها به يك ديگر و نسبت به حكومت و مقام هاي بلند رتبه هم چنان ادامه دارد و هيچ اعتبار و حيثيت و آبرويي براي نامزدها و مقام ها باقي نمانده است كه تا از ترس آبروريزي بخواهند براي پايان بخشيدن به اين رسوايي ها گامي پيش نهند. اين در حالي است كه پس از توافق نامزدان رياست جمهوري تاحدودي جوانه‎هاي اميد بر ذهن شهروندان روييده و تازه شده بود. اما پا فشاري كانديدان روي خواسته‎هاي سياسي شان كه هيچ ارتباطي با منافع ملي و امنيت كشور نداشته و فقط از خصيصه خود خواهي و جاه طلبي شخصي و قومي آنان سرچشمه مي گيرد ابهام ها و نگراني هاي بيشتر و جدي تري بر كشور حاكم گشته است. دشمنان صلح و امنيت نيز از اين وضعيت بخوبي در پي بهره برداري اند. چنانچه هم اكنون ولايت هاي شمال كشور در اثر فعاليت هاي روزافزون مخالفين مسلح در حال سقوط است. اگر اين روند ادامه يابد ديري نخواهد پاييد كه مخالفين مسلح ولايت بلخ و شهر مزار شريف را به تصرف خود در خواهند آورد.

در نتيجه متاسفانه كابوس انتقال قدرت هرچند براي قدرت طلبان بسيار خوش مزه و نشاط آور است طوري كه قهقهه مستانه شان در شرايطي كه مردم تلخ ترين روزهاي زندگي شان را سپري مي كنند به منزله صدور حكم مرگ و نشانه قطعي بي تفاوتي آنان نسبت به سرنوشت مردم و آينده كشور تلقي مي گردد.

 

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار