افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : خبر ویژه, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : جمعه, 5 سپتامبر , 2014 لینک کوتاه خبر :

عادی شدن ارتکاب جنایت، فاجعه بارتر است!

همگان متفق القول اند که هيچ مجرمي از مادر خود مجرم و تبهكار زاده نمی‌شود، همه انسان‌ها، با فطرتي پاك خلق شده و پس از تولد در دوران اوليه زندگي، پاك و معصوم اند. اين تا زماني است كه توسط شرايط خاص محيط خانوادگي، اجتماعي و پرورش به گناه و انحراف آلوده نشوند. زيرا چگونگي رفتار و شخصيت افراد بيشتر به چگونگي محيط اجتماعي و اقتصادي و تربيتي آن‌ها بستگي دارد.

بنابراين توجه به اين واقعيت ضروري بنظر مي‌رسد كه جرم و جنايت يا بعبارت بهتر بيماريهاي اجتماعي مانند بيمارييهاي جسمي مسري هستند و اگر قبل از ايجاد انگيزه وقوع جرم بفكر اصلاح و از بين بردن علل و زمینه ارتكاب جرم نيافتیم ممكن است این بیماری به ديگران نيز سرايت كند كه عواقب آن بس سنگين و چه بسا غيرقابل جبران باشد. هم چنین طبیعی است با ازدیاد جرم وجنايت و عادی شدن آن قدرت كنترل و مقابله با آن نیز در جامعه و از سوی مقام‌ها و نهادهای مبارزه با آن نیز هر روز ضعيف تر خواهد شد.
تردیدی وجود ندارد که در تمامي قرون جامعه انساني با دردها و آسيب هاي ناشي از كجروي‌ها، انحرافات، جرام و جنايات روبرو بوده است كه در هر عصري شكل خاصي پيدا كرده و نوع برخورد با آن نیز گوناگون بوده است. در عصر ما بدلايلي چون گسترش فقر و محروميت، جنگ، عدم توجه به جنبه معنوي انسان، سستي و تزلزل در اركان اخلاقي، سستی و یا سقوط بنیان خانواده، گسترش فرهنگ ماشينيسم، گرایش باورهای پوچ گرایانه و روحیه لذت طلبي و در نهایت عدم توان كنترل جامعه و زمامداران، میزان جرم و جنایت گسترش بیشتری یافته است.

به همین تناسب و راستا جامعه ما نیز که سال‌های مدیدی در آتش بحران و ناامنی می‌سوخت و متاسفانه هنوز آثار و پیامدهای شوم آن وجود دارد، سبب گردیده است که میزان جرم و جنایت را درجامعه هم چنان در سطحی بلندی قرار دهد. گزارش‌های نشر شده در هرماه این واقعیت تلخ را آشکار می‌سازد که با گذشت هر روز بنابه علل مختلف از جمله ناتوانی جامعه و حکومت در کنترل و مدیریت کشور، درجه ارتکاب و گسترش جرم و جنایت در حال افزایش است. رویدادهای تلخی که چند روز قبل در ولسوالی پغمان و ناحیه سیزدهم کابل رخداد، در زمره همین مسایل و تحلیل قرار می‌گیرد. تجاوز گروهی بر زنان در ولسوالی پغمان و سربریدن یک زن در ناحیه سیزده پس از تجاوز توسط مجرم یا مجرمین شاید بخشی از جنایت‌ها و جرایمی است که از شدت قباحت و خشونت رسانه ای شده و یا چون در پایتخت کشور بوقوع پیوسته است از دید رسانه‌ها پنهان نمانده است. وگرنه از این دست جرایم و جنایت بصورت روز مره در حال وقوع است.

جامعه شناسان در یک تحلیل و ارزیابی علمی و کلی دورنماي آينده چنین جوامع را بسیار تيره و تار می بینند. به نظر آن‌ها جامعه و کشوری که در چنین شرایطی قرار گیرد اميد براي اصلاح اوضاع بسیار کاهش می یابد، مگر اينكه تحولي ناشي از روشنگري‌های سازنده و اقدام های جدی مسئولین رخ دهد.

آگاهان مسایل اجتماعی بدین باور اند که گاهي هسته اوليه انحرافي در جامعه گذارده شده و مسئولان با نظر بي اهميتي به آن مي نگرند، این نوع برخورد بی تفاوت آمیز سبب می گردد در اندك زماني انحراف یا جنایت و جرم شيوع و گسترش يافته و جامعه را دچار آسيب و بحران جدی مي نماید

در مورد شناخت جرم يا انحرافات و علل بوجود آورنده آن و هم چنين راه‌هاي پيشگيري و يا درمان آن نظرات و ديدگاه‌هاي مختلفي از سوي صاحب نظران و كارشناسان مطرح گرديده است. زیرا، از آنجایی که عوامل اجتماعي انحرافات، ‌تركيب و پيچيدگي‌هاي زيادي دارند نمي‌توان آن‌ها را تنها از يك ديدگاه خاص بررسي كرد، بلكه مي بايست بصورت عمقي مورد توجه و بررسي همه جانبه قرار داده و سعي كرد علل گوناگوني كه باعث ارتكاب اينگونه اعمال مي‌شوند را مورد تجزيه و تحليل قرار داده و راه حلي درست و اساسی براي جلوگيري از تكرار آن‌ها ارائه نمود.

بنابراین عوامل متعددي در ايجاد انحرافات اجتماعی و ارتکاب جرم و جنایت نقش دارند كه شناسائي آن‌ها و تحليل و بررسي صحيح آنها ما را در راهيابي به پيشگيري يا عدم رشد آن در جامعه كمك زيادي خواهند نمود. ما در اينجا به چند مورد محدود از علل و زمینه ارتکاب جرم و جنایت و انحراف اجتماعی بطور گذرا اشاره می نماییم:

علل رواني،‌ عاطفي: يكي از عوامل مهم زمينه ساز انحرافات و ارتکاب جرم در جامعه را مي توان عوامل عاطفي و رواني نام برد كه فرد در اثر عوامل و شرايط نامناسب دچار حالات و اختلالات ضد و نقيضي مي گردد و تعادل فكري و روحي خود را از دست داده و براي بدست آوردن آرامش دست به هر كاري هر چند انحرافي و جنایت بار ميزند. بسياري از انحرافات و جرم و جنایت‌ها در رابطه با جنبه هاي عاطفي افراد قابل بررسي و تحليل اند. متاسفانه جوامعی که دوره ای طولانی از بحران را پشت سرنهاده باشند بیش از همه افراد آن دچار کاستی‌ها و بحران های عاطفی و روانی اند. جامعه ما یکی از مصادیق بارز آن شمرده می شود.
دگرگوني شتاب آلود فرهنگي: تغييرات ناگهاني و سريع يك فرهنگ در جامعه موجب مي شود که فرهنگ قديم و فرهنگ جديد بصورت متضاد در ذهن و افکار مردم جلوه گر شده وعدم توانايي در تطبيق با فرهنگ جديد فرد بسوی انحراف و يا کجروی و رفتارهای تعریف نشده کشانیده می شود که در اثر عدم کنترل آن ممکن است به وقوع جرم و جنایت ختم گردد. طرفداران تئوري عقب ماندگي در باب انحرافات اجتماعی بدین باوراند كه برخي انسان‌ها ناگريز به انحراف و اختلال اند. زیرا كه خود را در كام افكار و انديشه متضاد و متناقض مي دانند و رفتاري انديشيده و ضابطه اي نيست كه آنها را تحت كنترل درآورد و وابستگي آنها به فرهنگ خاص سبب پيدايش اختلال است و مادام كه آن فرهنگ شناخته نشود امكان تصميم گيري براي اصلاح نخواهد بود.
عوامل اجتماعي: بسياري از جامعه شناسان و حتي جرم شناسان ريشه تمام آسيب هاي اجتماعي را در محيط اجتماعي جستجو مي كنند. چنانچه دوركيم انحراف را از ويژگي هاي جامعه مي‌داند كه از متن و عمق آن مي جوشد، وي مي گويد در همه جوامع افرادي هستند كه از هنجارهاي جامعه سرپيچي كنند و جامعه شناسان و جرم شناسان دیگرنیز بر نقش محيط اجتماعي در وقوع انحراف و جرم و جنایت تاکید دارند. آنان در كل انحراف را معلول عجز منحرف در تطبيق خود با شرايط و مقتضيات حيات اجتماعي مي دانند. البته ناگفته نباید گذاشت هر چند عوامل اجتماعي زمينه موثر را براي ايجاد انحرافات يا جرمها ايجاد مي كنند ولي تنها عوامل نبوده و عوامل ديگري نیز در این امر دخیل می باشند که پرداختن به آن از ظرفیت این نوشتار بیرون است.
عوامل اقتصادي انحراف: فشارهاي اقتصادي موجب پيدايش تجاوزات، اعتياد، تن دادن به انحرافات مختلف خواهد شد. هم چنين گسترش بيكاري، كاهش ميزان درآمد، افزايش تورم، ايجاد مشاغل كاذب، بحرانهاي شديد اقتصادي كه زمينه ساز رشوه گيري، اختلاس، خودكشي، ناسازگاري خانوادگي، از هم پاشيدگي كانون خانواده و بي اعتنايي به قوانين و مقررات مي شود، توزيع نادرست ثروت، اسراف، ريخت و پاش در مخارج ، ثروت هاي بادآورده درخانواده هاي ثروتمند و فقر و تنگدستي شديد در خانواده ها و طبقات پايين جامعه، فقر انديشه و نوع تفكر اقتصادي به زندگي و … باعث بوجود آمدن بسياري از تخلفات و انحرافات هستند. مصداق واقعی آن ها چیزهایی است که امروز جامعه ما بصورت عینی و دردآلود بدان دچار گردیده است.
سخن آخر اینکه بدترین حالت و عامل برای گسترش جنایت و انحراف در جامعه بوجود آمدن شرایط بی تفاوتی نسبت به جرم و جنایت های صورت گرفته و مرتکبین آن می باشد. چنین وضعیتی سبب می شود که جانیان خود را مصئون از داوری عدالت دانسته و هیچ مانعی را برسرارتکاب جرایم خویش تصور ننمایند. درجامعه ما نیز متاسفانه در شرایط کنونی مرتکبین جنایت تا اندازه ای زیاد چنین مصئونیتی را احساس می کنند. زیرا دستگاه های عدلی و قضایی و نیز سیطره حکومت بر جامعه به نازل ترین و ضعیف ترین وضعیت ممکن تنزل یافته است. بنابراین نگرانی از بی تفاوتی در برابر جرم و جنایت و مرتکبین آن از سوی دستگاه های یاد شده و نیز جامعه می تواند بسیار فاجعه بار تر و تکان دهنده تر باشد.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار