افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : خبر ویژه, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : جمعه, 18 جولای , 2014 لینک کوتاه خبر :

سالي خونين براي نظاميان و مردم ملكي افغانستان

ديروز انفجاري در پكتيار بيش از 90 كشته و زخمي بر جا گذاشت. انفجاري در ساحه حوزه دوازدهم كابل نيز رخ داد كه در نتجيه آن نيز تعدادي از همشهريان عزيز ما جان خود را از دست دادند.

 

 

اين انفجار ها و گرفتن جان آدم هاي بي گناه نشان مي دهد كه سال 2014 سال خونين براي مردم افغانستان مي باشد. گزارش يونوما از نيم سال اول 2014 بيانگر همين مسئله است. در گزارش يونوما نشان مي دهد كه آمار كشته گان غير نظامي در نيمه اول سال 2014 در حدود 17 در صد افزايش يافته است. افزايش 17 در صدي نشان مي دهد كه سال 2014 نسبت به سال هاي قبلي خونين تر بوده است. اما سوال اين است كه نهاد هاي امنيتي، نخبگان سياسي توجه به آمار ها و گزارش هاي منتشر شده از وضعيت امنيتي دارد يا خير. آيا رويداد هاي امنيتي، گزارش هاي نهاد هاي داخلي و بين المللي منجر به دگرگوني در شيوه هاي مبارزاتي نيروهاي امنيتي مي شود. اين نوشتار با بررسي عملكرد نهاد هاي امنيتي در صدد آن تا رفتار هاي نهاد هاي امنيتي و نخبگان سياسي در قبال رويداد هاي امنيتي را مورد بررسي قرار دهد.‏

اول؛ استفاده مهفوم نهاد در مورد نيرو هاي امنيتي با اغماض صورت مي گيرد. باور نويسنده بر اين است كه نيرو هاي امنيتي ما در چارچوب نهاد قرار نگرفته است. بدين معني كه قواعد و هنجار ها مشخص كننده رفتار ها و كنش هاي نيرو هاي امنيتي نمي باشد. رفتار هاي نهاد هاي امنيتي بيش از همه مبتني بر سليقه ها و منافع شخصي نخبگان امنيتي مي باشد. اين مسئله را مي توان از پررنگ بودن مسائل قومي، سمتي و زباني در ميان نيرو هاي امنيتي فهم كرد. بنابراين اساسي ترين مشكل نيرو هاي امنيتي عدم نهاد قدرتمند مي باشد. وجود نهاد قدرتمند و تا حدودي انعطاف ناپذير در بخش امنيتي و نظامي يك امر ضروري است. زيرا، نهاد ها منجر به تعيين رفتار ها و كنش ها و حتي كنش هاي كلامي سربازان مي شود.نهاد باعث مي شود كه رفتار ها و كنش ها بيشتر در چارچوب قواعد تعريف شده صورت گيرد. خطوط سبز و قرمز مشخص است. در نهايت نهاد منجر به آن مي شود كه سربازان به راحتي نسبت به يك رويداد تعيين نسبت نمايد. عدم وجود يك نهاد قدرتمند در شرايط كنوني باعث شده است كه سربازان در ساحات جنگي كمتر بتواند نسبت خود را رويداد ها مشخص نمايد. در اكثر مواقع سربازان ملي ما در شرايط جنگي منتطر دستور از مقامات بالا مي باشد. يك مسئله اگر جزء قواعد نظامي مي باشد اما در شرايط بحراني و خطر جان سربازان تا حدودي امر دست و پا گير است. به عنوان مثال؛ مواردي ديده شده است كه نيرو هاي مخالف مسلح دولت بر منطقه اي و يا بر سربازان افغانستان حمله نموده است و سربازان اردوي ملي و پليس ملي اجازه فير ندارد. اگر قواعد و هنجار و خطوط مشخص باشد، اردوي ملي و پليس ملي مي تواند زود دست به كار شود و پاسخ دشمن را بدهد. پاسخ فوري سربازان به گروه هاي مخالف مسلح دولت منجر به اين مي شود كه از ميزان تلفات تا حدودي كاسته شود.‏

فقدان نهاد قدرتمند در بخش نظامي و امنيتي باعث شده است كه همبستگي ميان نيرو هاي امنيتي وجود نداشته باشد. به عنوان مثال؛ اگر يك مسئله قومي در سطح جامعه اتفاق بيافتد احتمال كمتر مي رود كه نيرو هاي امنيتي به صورت بي طرف نسبت به رويداد عمل نمايد. مشكل اساسي رفتار هاي جانب دارانه نه در شخصيت سربازان ملي ماست بلكه مشكل اساسي در فقدان نهاد هاي نهادمند مي باشد. بنابراين ساختار نهاد هاي نهادمند يك امر جدي و ضروري در بهبود عملكرد نيرو هاي امنيتي مي باشد. اين مسئله تا حدودي زيادي منجر به كاهش تلفات نظامي و غير نظامي مي گردد.

دوم؛ دومين مسئله عدم حمايت سياسي از نيرو هاي امنيتي است. اگر چه اين مسئله را بار ها در نوشته هاي خود متذكر شده ام. از انجايي كه حمايت سياسي داراي اهميت اساسي براي نيرو هاي امنيتي مي باشد و يكي از دلايل افزايش تلفات و ناامني ها عدم حمايت نخبگان سياسي و نهاد هاي سياسي از نيرو هاي امنيتي مي باشد، ذكر اين مسئله خالي از لطف نمي باشد.‏ مخاطب اين مقال اگر خود را براي لحظه در جايگاه نيرو هاي امنيتي قرار دهد و تصور كند كه بدون حمايت در ميدان هاي جنگ مي جنگد، وضعيت نيرو هاي امنيتي را بيشتر درك مي كند. بي انگيزگي بخش از نيرو هاي امنيتي به همين خاطر است. اگر چه حس وطن دوستي نيرو هاي امنيتي و به خصوص اردوي ملي قابل قدر است. مبارزات اردوي ملي تا حدودي زيادي موفقانه بوده است. اما عدم حمايت سياسي بدون شك، بر روحيه آن ها تاثير مي گذارد.

نبخگان سياسي ما به جاي فهم رويداد ها و رخداد هاي امنيتي در چارچوب تئوري توطئه نيازمند آن است تا به رويداد ها و رخداد ها به مثابه واقعيت هاي عيني جامعه بنگرد. به جاي اينكه جنگ افغانستان را توطئه كشور هاي ديگر بدانيم بهتر است كه آن به عنوان جنگي درك كنيم كه در آن قرباني مي دهيم و بيانديشم كه چگونه از جنگ جلوگيري كنيم و به صلح برسيم و يا چگونه از تلفات نظاميان و غير نظاميان كاهش دهيم.فهم نخبگان سياسي ما معيوب است. همين فهم تا حدودي زيادي منجر به افزايش تلفات نظاميان و غير نظاميان گرديده است.

سوم؛ جنگ با دستان خالي ممكن نيست. نيرو هاي امنيتي افغانستان از لحاظ تجهيزات در سطح پايين قرار دارد‏. بايد تجهيزات در اختيار نيرو هاي امنيتي قرار بگيرد كه نيرو هاي امنيتي قادر به شناسايي مكان هاي كه گروه هاي مخالف مسلح دولت در آن مخقي مي شود، باشد. نيروي هوايي ما به عنوان نيروي كمكي خيلي ضعيف است. ضعف نيروي هوايي باعث شده است كه تلفات نظاميان و غير نظاميان تا حدودي زياد گردد.‏بنابراين در بخش تجهيزات و تقويت نيرو هاي هوايي نخبگان ما بايد اقدامات جدي روي دست بگيرد تا در آينده و در سال هاي بعدي آمار تلفات كاهش يابد.‏

در پايان بايد گفت كه آشفتگي وضعيت كنوني جامعه افغانستان بيانگر آن است كه نيمه دوم سال 2014 همچنان خونين خواهد بود و شهروندان عزيزمان جان هاي خود را از دست خواهد داد. در صورت مي توان از تلفات بيشتر جلوگيري كرد كه نيرو هاي امنيتي در چارچوب نهاد و قواعد تعريف شده در آيد. قواعد كه عبور از آن ممكن نباشد؛ نخبگان سياسي و نهاد هاي سياسي حمايت جدي از نيرو هاي امنيتي داشته باشد. اراده براي مبارزه با گروه هاي مخالف مسلح دولت بايد در سطح نخبگان سياسي وجود داشته باشد. نيرو هاي امنيتي به لحاظ امكانات تجهيز شود و نيروي هوايي به هر صورت ممكن بايد تقويت گردد. با اين اقدامات بدون شك، ميزان تلفات در نيمه دوم سال 2014 كاهش خواهد يافت. ناگفته نبايد گذاشت كه بايد از نيرو هاي بين المللي مستقتر در افغانستان بايد استقاده كرد. نيرو هاي امنيتي افغانستان به تنهايي قادر به مبارزه نمي باشد.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار