افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : خبر ویژه, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : سه‌شنبه, 31 دسامبر , 2013 لینک کوتاه خبر :

ريشه تمام بدبختي هاي افغانستان، امريكا و انگليس است

فداكاري هاي افغانها توانست شوروي راشكست بدهد و اين در ميدان نبرد بود ولي در مبارزه با نفس و در جهاد اكبر، افغانها نتوانستند پيروز شوند و الان خصوصياتي كه باعث از بين بردن يك ملت مي شود، بر افغانها حاكم شده است .

ششم ديماه، سالروز حمله نيروهاي شوروي به افغانستان و سر آغاز بدبختي هاي دهها سال مردم افغانستان بود اما اكنون همچنان نيروهاي خارجي اين كشور را در اشغال خود گرفته اند.
به اعتقاد محمد امين فروتن، شخصيت جهادي افغانستان، تجاوز شوروي با توجه به موقعيت خاص جغرافيايي افغانستان با همان دكترين كه انگليس در گذشته به افغانستان حمله كرده بود، صورت گرفت و تاكنون همان دكترين وجود دارد و افغانستان از آن رنج مي برد. همچنين انگلستان و شوروي بر اساس همان استراتژي قديمي كه بنيانگذار آن تزار روسيه بود و هم چنين استعمار پير انگليس به افغانستان تجاوز و حمله كردند. البته عوامل مقطعي كه در آن زمان شوروي را وادار به حمله به افغانستان كرد، به نوعي فرق مي كند. همانگونه كه اشغال فعلي افغانستان با توجه به عوامل مقطعي آن با تجاوز شوروي فرق مي كند.
به اعتقاد وي پيروزي بر شوروي فقط تاثير مجاهدين نبود، به اين معنا كه هيچ حركتي بوسيله يك عامل از بين نمي رود، من زياد با اين امر موافق نيستم كه تنها جهاد افغانستان باعث شده باشد كه كشور بزرگي مانند شوروي از هم بپاشد. البته عامل مهم فروپاشي شوروي خصلت داخلي اين نظام بود كه علي رغم آنكه اين كشور بر اساس تفكري بنا شده بود كه بر خلاف آِزادي و استقلال بود، اما باز هم اينها به افغانستان تجاوز كردند و افغانها آنها را بيرون كردند. حال بايد ديد كه چه عامل مهمي باعث شد كه افغانها توانستند نيروهاي شوروي را شكست بدهند؟ بايد بگويم كه فداكاري هاي افغانها توانست شوروي راشكست بدهد و اين در ميدان نبرد بود ولي در مبارزه با نفس و در جهاد اكبر، افغانها نتوانستند پيروز شوند و الان خصوصياتي كه باعث از بين بردن يك ملت مي شود، بر افغانها حاكم شده است . علت شكست افغانها در استفاده بهينه از پيروزي خود در مقابل شوروي اين بود كه اينها براي تشكيل يك نظام واحد در افغانستان طرحي نداشتند.
وي در ادامه افزود : امروز شرايط افغانستان تغيير كرده و به همان شكل كه شوروري آمده بود، امروز چهل كشور ديگر نيز آمده و افغانستان را اشغال كرده اند و بيشتر مشكلات ما از آن زمان است، منتها اين مشكلات به حدي نرم افزاري هستند كه كشور ما را بطور مشروع اشغال كرده اند و عوامل همان عوامل قديمي است. در آنزمان هم امريكا را انگليس به خاك و جنگ افغانستان آورده بود و خاك پاكستان براي جنگيدن امريكا با شوروي به واشنگتن اجاره داده شد. يعني امريكاييها مستقيما اين توان را نداشتند كه در پاكستان به مجاهدان كمك كنند بلكه بطور غير مستقيم و بوسيله پاكستان كمك مي كردند. اين مساله در جهاد افغانستان خيلي مشهود است و امروز هم در ميان كشورهاي بزرگ، يك معاهده ي نانوشته وجود دارد كه بر اساس آن، اين منطقه را تقسيم كرده اند. افغانستان و پاكستان سهم انگليس و ايران سهم امريكا بود و هند براي خود يك قدرت بود.
به اعتقاد وي حضور امريكا و غرب در زمان جنگ افغان ها با شوروي بي دليل هم نبوده، حادثه با حادثه ديگر رابطه دارد. اگر بخواهيم وضعيت امروز افغانستان را مطالعه كنيم مي توانيم ريشه هاي اشغال آنرا در اشغال افغانستان توسط شوروي در آن زمان جستجو كنيم.  آن اشغال را مي توان در اشغال افغانستان توسط انگلستان جستجو كرد ولي در مجموع، اگر يك ملت از فرصتها استفاده كند در قرن بيستم و بويژه بيست و يكم، و با اين قدرتهاي بزرگ در دهكده جهاني مانند بازي شطرنج درست بازي كند من به يقين مي توانم بگويم كه تمام ملتها مي توانند با قدرتهاي جهاني مبارزه كرده و بازي را ببرند .
متاسفانه ما زماني وارد اين بازي مي شويم كه حتي مهره ها را نيز قدرتهاي بزرگ براي ما انتخاب مي كنند، اين يك بازي متعارف نيست و متاسفانه ما از فرصتها استفاده نكرديم و الان در اين فكر هستيم كه اگر بعد از چهل سال هم ما بتوانيم يك دولت سالم و بدون فساد داشته باشيم، اين غنيمت خواهد بود.

امروز وضعيت افغانستان به گونه ايست كه روسيه به نوعي از حضور امريكا در افغانستان نگران است و پيشنهاد مي كند كه ادامه حضور نيروهاي امريكا در افغانستان بعد از سال دو هزار و چهارده بايد بر اساس تصميم شوراي امنيت سازمان ملل باشد.
اما اين چهره سياسي برجسته افغان اعتقاد دارد، سلطه طلبي در هر كسي كه قدرت داشته باشد وجود دارد. به نظر من طرح اين مساله از سوي روسيه از روي صداقت نيست؛ چون هم اكنون كه بيش از چهل كشور در افغانستان حضور دارند بر اساس مجوز شوراي امنيت حضور دارند و گرفتن مشروعيت براي انها خيلي آسان است چون سازمان ملل يك بازيچه ايست در دست اين كشورها و حرف روسيه خيلي مضحك است. آيا هم اكنون اين حضور بر اساس تصميم سازمان ملل نيست. ما هم اكنون در افغانستان سيصد هزار نيروي ارتش داريم كه هيچ انگيزه اي براي جنگ ندارند و هر روز ده دلار هزينه هر نفر ازآنهاست و تمام اين هزينه را غرب و امريكا مي دهد. در اينگونه شرايط طبيعي است كه هر كشوري كه در گذشته افغانستان را تجربه گاه خود كرده بود، نظر و پيشنهاد بدهد. روسيه هم اكنون نيز همان دكترين روسيه تزار را دارد و حرف اخذ مشروعيت از سوي سازمان ملل يك حرف بي معنا است.
وي در رابطه با ادعاهاي كرزي و نگراني هاي وي در مورد ادامه حضور امريكا در كشور گفت : من براي سخنان كرزي ارزشي قايل نيستم چون صحبتهاي كرزي ضد و نقيض است. از يكسو اينها كشور بزرگ افغانستان را در سال 2001 با يك سند نوشته در اختيار بيگانگان قرار داده است ولي در برابر آنان، بعد از دوازده سال شرطهايي خيلي واهي را مطرح مي كند كه مثلا امريكا نبايد به خانه هاي مردم افغانستان حمله كند. اين بجاي خود بمعناي عدم مشروعيت كرزي است. كرزي مي گويد كه بايد صلح را براي افغانها بياورند. اين در حاليست كه صلح چيزي نيست كه در بازار (كيلويي) خريده شود و شرط سوم كه مي گويد: بيگانگان نبايد در انتخابات ما دخالت كنند آنگونه كه در گذشته اين كار را كرده اند و در نتيجه آن، شرايط نامطلوب در افغانستان حاكم شده است. اين در حاليست كه خود كرزي نتيجه همين شرايط است. تا جايي كه من مي دانم امريكا فقط يك شرط را پذيرفته و آن اينكه، امريكا و انگلستان بايد براي كانديداي مورد نظر كرزي اهميت و ارزش قائل شوند. اگر متوجه باشيد چند روز پيش كرزي در سخنان خود با اصحاب رسانه گفت كه امريكا دو شرط ما راپذيرفته و فقط يك شرط هنوز باقي مانده است. اين دو شرط زماني پذيرفته شد كه كامرون به هلمند رفت و گفت كه اين پيمان امضا خواهد شد .
اين در حاليست كه دو دكترين كه وجود داشت يعني منطقه اي كردن و جهاني كردن بحران، در راس منطقه اي كردن بحران انگليس و در راس جهاني كردن بحران ا مريكا قرار دارند وانها بايد رسما به يك تفاهم مي رسيدند. اين تفاهم هم اكنون حاصل شده و اين قرار داد امضا خواهد شد وحتما امضا خواهد شد؛چون اگر افغانها آن را امضا نكنند هيچ چيز براي خود ندارند. هم اكنون منطقه كونر زير بمباران راكتهاي پاكستان است و در هلمند، كامرون نخست وزير انگلستان بدون اينكه افغانها و حتي كرزي از او خبر داشته باشند به هلمند ميرود و آنجا سخنراني مي كند.
هم اكنون ده ميليون دلار براي كرزي در كاخ رياست جمهوري افغانستان، خانه مي سازند . شما مصاحبه كرزي با راديو آزادي را گوش كنيد، راديو آزادي از ايشان مي پرسد: آيا اين كه براي شما در كاخ رياست جمهوري خانه مي سازند اين بدان معنا است كه شما در اين خانه مي مانيد؟ كرزي گفت: بله و الان اين مساله هم افشاء شده كه كرزي اين خانه را به اسم فرزند خود ميرويس كرده است.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار