افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : خبر ویژه, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : جمعه, 29 آگوست , 2014 لینک کوتاه خبر :

جهانی شدن و ساختار نظام بین الملل دو عنصر اساسی برای تدوین سیاست خارجی

امروزه کمتر مقوله ای وجود دارد که به گونه ای با مقوله جهانی شدن ارتباط نداشته باشد. در حوزه اقتصاد و تجارت که همه مباحث به نوعی با فرایند های جهانی شدن مربوط می شود، در حوزه سیاست که از رژیمهای جهانی امنیتی و بسط جهانی حقوق بشر و دموکراسی یا چالشهای جهانی مانند بنیاد گرایی، تروریسم و محیط زیست صحبت می شود و در حوزه فرهنگ که سخن از درهم آمیختگی هویت های محلی و جهانی است و همچنین با گسترش روزافزون فناوری اطلاعات و ارتباطات و نیز بسط جهانی هنر ها و الگو های فرهنگی خاص، درک و فهم پدیده های فرهنگی پیوند عمیقی با جهانی شدن داشته است.

با این که مسائل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و تکنولوژی با مسئله جهانی شدن پیوند یافته است اما تعریف واحد از جهانی شدن به خاطر مشکلات چون چند وجهی بودن و پیچیدگی مفهومی، غالب بودن نگاه ژورنالیستی بر نگاه آکادمیک و فقدان یک نظریه که براساس آن اجماع نظری در مورد جهانی شدن شکل بگیرد، تعریف جامع و مانع وجود ندارد. چند وجهی بودن جهانی شدن به این معنی است که سیاست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع به نوعی از مسئله جهانی شدن تاثیر پذیرفته است بنابراین تعریف که همه این وجوه را در بر بگیرد اگر نه نا ممکن سخت خواهد بود. جهانی شدن بیش از آنکه در فضای آکادمیک مطرح شود بیشتر در رسانه ها و شبکه ها مطرح شد. بیش از آنکه مبانی تئوریک و فلسفی جهانی شدن رشد کند در رسانه ها به عنوان کشف موضوع جدید مطرح بوده است.

با همه این مسائل خیلی ها بر این باور است که جهانی شدن تاثیرات گسترده ای در نظام بین الملل داشته است. قبل از جهانی شدن نظام بین الملل ساختار های چون موازنه قوا، نظام دو قطبی (متصلب و منعطف)، سلسله مراتبی و تک قطبی را تجربه کرده است. اما خیلی ها بر این باور است که امروزه دیگر ساختار مشخص در عرصه روابط بین الملل وجود ندارد. اگر ساختار نظام بین الملل مشخص نباشد بنابراین ماهیت، شکل و قواعد رفتاری حاکم بر آن نیز مشخص نخواهد بود.

ساختار همانند نقشه یک شهر است. نقشه می گوید برای رفتن از یک نقطه به نقطه دیگر بهترین مسیر و مسیر های جایگزین چیست. همچنین نقشه می گوید اگر به راهنمایی های نقشه توجه لازم نشود، بازیگر به طریقی تنبیه خواهد شد، یعنی به مقصد نخواهد رسید و به لحاظ واکنش های دیگر بازیگران احتمالا دستاورد های او در مجموع منفی خواهد بود. اما امروزه ساختار مبهم است. نقشه راههای مشخص را نشان نمی دهد. اهداف قابل قبول و رفتار قابل قبول جهت تحقق اهداف تحولات گسترده و عمیقی را تجربه می کنند.

دلیل اینکه چرا ساختاری در نظام بین الملل امروزه شکل نگرفته و تعریف نشده است به خاطر این است که ساختار در یک فرایند طولانی شکل می گیرد. ساختار در مسیر تکامل حیات خود سه مرحله را طی می کند. رفتار ها، یعنی کنش و واکنش بازیگران رفته رفته حالت تکراری پیدا می کند و بعد از اینکه از مقبولیتی برخوردار شدند، تبدیل به نقش های مبدل می شوند. نقش ها به نوبه خود، بعد از این که از مقبولیتی برخوردار شدند، تبدیل می شوند به ساختار ها. در این مقطع ساختار ها از طریق مطالعه نماد های در حال شکل گیری، قابل تشخیص هستند. از آنجایی که جهانی شدن یک پدیده ای جدید است بنابراین مدت زمانی لازم است تا کنش ها و واکنش ها تبدیل به نقش ها شود و نقش ها به مرور زمان تبدیل به ساختار شود. ساختار نظام بین الملل اگر هم شکل بگیرد دارای ویژگی های زیر خواهد بود.

اول اینکه قطعیت دیگر از میان می رود. دیگر چیز قطعی در قواعد و و رفتار ها، در رژیم های حقیقت و الگو ها و سازگار های قدرت وجود نخواهد داشت. آنچه که به عنوان یک اصل مطرح خواهد شد نسبی باوری و نسبیت گرایی است. نظام بین الملل یک نظام پویا خواهد بود زیرا نظام سرمایه داری در عصر کنونی جهانی شده و از ویژگی های این نظام ویران سازی و بازسازی می باشد. همین ویژگی در نظام سرمایه داری باعث شده است که همه چیز در عصر جهانی شدن پویایی داشته باشد. از طرف دیگر کثرت فلسفی و کثرت جهان بینی را داریم که در نقطه ای مقابل مدرنیته قرار دارد. دیگر مدرنیته به عنوان یک فراروایت کارکرد خود را از دست داده است. یعنی ارزش های کلی که بر همه قابل تسری باشد دیگر معنی خود را از دست داده است. از ویژگی دیگر نظام بین الملل در عصر جهانی شدن عدم تفکیک میان درون و برون است. امروزه با رشد تکنوژی و سهولت در ارتباطات باعث شده است که خیلی ازموضوعات که قبلا مربوط به حوزه داخلی و سیاست داخلی کشور ها بود امروزه جنبه جهانی پیدا نماید. این مسئله باعث می شود که تفکیک میان حوزه داخل و خارج از میان برود. مسئله امنیت یکی از مسائل است که امروزه دیگر مربوط به حوزه داخلی کشور ها نمی باشد بلکه یک مسئله جهانی است و باید همه بازیگران در قبال تهدیدات مشترک تعریف وضعیت نماید. بهترین نمونه آن می تواند اقدام دسته جمعی کشور ها در قبال تروریسم باشد. در سال 2001 کشور های غربی و خیلی از کشور های دیگر در کنار آمریکا در افغانستان برای نابود کردن تروریسم که یک تهدید جهانی محسوب می شود اقدام دسته جمعی نمودند. ویژگی دیگر نظام بین الملل در عصر جهانی شدن را می توان تعدد نیرو ها و کارکرد ها دانست.

ویژگی تفکیک ناپذیر بودن حوزه داخلی از حوزه خارجی نشانگر این مسئله است که سیاست داخلی و خارجی خیلی به هم نزدیک شده است و کشور ها همان طور که در عرصه داخلی سیاست های همگرایانه را در پیش می گیرد در عرصه خارجی نیز تاکید بر سیاست همگرایانه نماید. از انجا که تفکیک میان این دو حوزه سخت شده است اتخاذ سیاست واگرایانه باعث می شود که کشور متحمل خسارات جبران ناپذیری شود. چون واگرایی ممکن، باعث شود که کشور های دیگر اقدام دسته جمعی در مورد آن کشور نماید. نمونه های آن را می توان در روابط بین الملل زیاد مشاهده نمود. کشور های غربی و خیلی از کشور های دیگر علیه رژیم صدام حسین اقدام دسته جمعی نمودند. امروزه کشور ها به نوعی رفتار های مشابه هم در قبال کره شمالی دارد. تحریم های که علیه جمهوری اسلامی ایران از طرف کشور های غربی و متحدان دیگر شان صورت می گیرد ناشی از همین مسئله است.

بنابراین باید توجه داشت که جهانی شدن هم ممکن مسبب یک سری تهدیدات و یک سری فرصت های را برای کشور ها فراهم نماید. در نظام بین الملل چون یک ساختار مشخص وجود ندارد قواعد حاکم و رفتار های کشور های دیگر قابل پیش بینی نیست به همین خاطر بازیگری در عرصه روابط الملل سخت شده است و کشور ها باید سیاست های همگرایانه هم در داخل و هم در خارج اتخاد نماید. بدون توجه به تغییرات و دگرگونی های روابط بین الملل اتخاذ سیاست خارجی بدون شک پیامد های زیان باری را در پی خواهد داشت. به همین خاطر لازم است که کشور ها سیاست همگرایانه با جامعه جهانی و بازیگران داشته باشد تا از اقدام دسته جمعی کشور های دیگر علیه خود جلوگیری نماید.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار