افغانستان

اخبار افغانستان

بخش : خبر ویژه, مقاله -+ نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : پنج‌شنبه, 23 ژوئن , 2016 لینک کوتاه خبر :

اتحادیه‌اروپا توسط امریکا و در راستای اهداف کاخ‌سفید تاسیس شد!

اتحادیه‌اروپا

 

وبگاه تحلیلی «گلوبال‌ریسرچ» با اشاره به تاریخچه تاسیس اتحادیه‌اروپا، آن را پروژه‌ای امریکایی و در راستای اهداف و منافع کاخ‌سفید دانست.

وبگاه تحلیلی «گلوبال‌ریسرچ» در گزارشی با اشاره به تاریخچه تاسیس اتحادیه‌اروپا، آن را پروژه‌ای امریکایی و در راستای اهداف و منافع کاخ‌سفید دانست.

در این گزارش آمده است: در حالی که وجود برگزیت(همه پرسی بریتانیا برای خروج) علیه اتحادیه‌اروپا موضوع خبری داغ روزهای اخیر است، هنوز اطلاعات زیادی درباره این راز که چه کسی و چرا اتحادیه‌اروپا تشکیل شد، در دست نیست. نویسنده اقتصادی «دیلی‌تلگراف» در سال 2000 نوشت: “اسناد طبقه‌بندی‌شده دولت امریکا نشان می‌دهد که جامعه اطلاعاتی این کشور در دهه 50 و 60 کمپاینی برای ایجاد یک اروپای‌ متحد تشکیل داده بود. “نقش وزارت خارجه امریکا نیز در این فرآیند قابل‌توجه است. یادداشتی از بخش اروپایی وزارت خارجه امریکا مورخ 11 جون 1965 به «رابرت مارجولین» معاون رییس جامعه اقتصادی اروپا توصیه می‌کند که بطور پنهانی در پی تشکیل یک اتحادیه پولی باشند. در واقع، توصیه وزارت خارجه ایالات‌متحده این بوده که اتحادیه‌اروپا پیش از آنکه خود اروپایی‌ها بفهمند که چه اتفاقی افتاده، تاسیس شود.

ریچارد آلدریچ، استاد امنیت بین‌الملل در پوهنتون وارویک اسناد تاریخی موجود را بررسی کرده و اینگونه نتیجه‌گیری می‌کند که اتحادیه‌اروپا تا حدود زیادی یک امریکایی بوده است:”تلاش مقامات امریکایی برای بازسازی و ایجاد ثبات در اروپا پس از جنگ با این فرضیه انجام گرفت که این قاره نیازمند برقراری فوری اتحاد است؛ شاید تحت‌عنوان ایالات‌متحده‌اروپا. تشویق برای تشکیل اتحادیه‌اروپا که یکی از اجزای اصلی سیاست خارجی ترومن محسوب‌می شد توسط جانشین وی آیزنهاور با تاکید بیشتری پیگیری شد. بعلاوه اینکه، در دوره ترومن و آیزنهاور سیاستمداران امریکایی متقاعد شده بودند که تشکیل اتحادیه‌اروپا نه تنها به نفع آنان است بلکه راه‌حلی برای مشکل جرمنی نیز به شمار می‌آید.

یکی از قابل‌توجه‌ترین عملیات‌های مخفیانه امریکا در دوره پس از جنگ در اروپا کمک مالی به «جنبش‌ اروپایی» بود. این جنبش در ابتدا یک سازمان بود که با گذشته زمان به مجموعه‌ای از سازمان‌ها بدل شد که خواستار اتحاد سریع اروپا بوده و برای تاسیس شورای اروپایی تلاش می‌کردند. تزریق محتاطانه بیش از سه ملیون دالر بین سال‌های 1949 تا 1960 از منابع دولتی امریکا مرکز اصلی تلاش‌های ایالات‌متحده در حمایت از پلان شومان، انجمن دفاع اروپا و یک پارلمان اروپایی با حضور قدرت‌های مستقل به شمار می‌آید. تشکیل کمیته امریکا در اتحادیه‌اروپا نیز من‌حیث مجرایی مناسب برای مدیریت شخصیت‌های ارشد این اتحادیه توسط جامعه اطلاعاتی امریکا تعین گردید. این نهاد در تابستان 1948 توسط «آلن دالس ولزی» تشکیل شد اما پس از مدتی کمیته‌ای متشکل از نهادهای امنیتی و اطلاعاتی امریکا از جمله CIA، NSA و NSC بر کار نهاد مذکور نظارت داشتند.

بخش سازمان‌های بین المللی(شاخه تازه تاسیسی از سیا) یکی دیگر از عملیات‌های پنهان امریکا در اروپا به شمار می‌آید. این بخش توسط کمیته ملی برای اروپای آزاد که بعدها به کمیته اروپای آزاد تغییر نام داد، هدایت می شد؛ رادیو اروپای آزاد و رادیو آزادی(Radio Free Europe and Radio Liberty) نیز تحت این بخش تاسیس گردید. کمیته اروپای آزاد در سال 1948 به درخواست یک دیپلمات بازنشسته بنام «جوزف ای گریو» که روابط نزدیکی با سیا به منظور برقراری ارتباط میان بلوک شرق و غرب اروپا داشت، تشکیل گردید. هدف از تاسیس این کمیته جلب سرمایه از منابع خصوصی بود اما در واقع بخش اعظمی از بودجه مالی خود را از دولت امریکا و بخصوص سیا تامین می‌نمود.

ایالات‌متحده فرانسه و انگلیس را متقاعد کرد که کشورهایی را بر اساس عضویت در شورای‌اروپا در گروه‌های خارج از آن قرار دهند. یک سال بعد کاخ‌سفید وزارت خارجه را مسئول تسریع این فرآیند نمود. تمامی مطالعات و بررسی‌های انجام‌گرفته برای یافتن مفهومی مثبت از لزوم تشکیل اتحادی اروپایی صرفا یک ماهیت را تائید نموده است: نمود دیگری از امپریالیسم امریکایی. این وحدت رسما من‌حیث بخشی از سیاست امریکا تعین شده بود.

بین سال‌های 1951 تا 1956، جنبش اروپایی بیش از 2هزار راهپیمایی و فستیوال در سراسر این قاره راه‌اندازی نمود؛ بخصوص در جرمنی که دریافت‌کننده کمک مالی از اردوی امریکا بود. یکی از مزایای اختصاص بودجه امریکا به پروگرام‌های کلان جوانان این بود که با این کار جنبش اروپایی بشکلی نامحسوس به کمک مالی امریکا وابسته میشد. در سال 1953 استفاده از بودجه امریکا در فعالیت‌های محدودی از جنبش مجاز اعلام شد و در تمامی فعالیت‌های این نهاد نباید مورداستفاده قرار می‌گرفت.

ایجاد «یورو» توسط امریکای‌شمالی

رابرت ماندل پدر یورو نامیده می‌شود. وی متولد کانادا و تحصیل‌کرده پوهنتون شیکاگو است. وی مدت 42 سال است که من‌حیث استاد در پوهنتون کلمبیا تدریس می‌کند. اما آیا ماندل یورو را برای کمک به اروپا ایجاد کرد؟ «گرگ پالاست» روزنامه‌نگار محقق گاردین، ایندیپندنت و بی‌بی‌سی در این باره می‌گوید: “چه کسی این سکه کوچک نامیمون را ایجاد کرد؟ ماندل پدر یورو نامیده می‌شود. غالبا این گونه گفته می‌شود که یورو ابزاری برای اتحاد سیاسی و احساسی اروپا پس از جنگ بوده، همچنین به منظور توانمندسازی اقتصاد اروپا برای رقابت با اقتصاد امریکا. یورو در نیویورک و در پوهنتون کلمبیا متولد شد. ماندل هم یورو را اختراع و هم اقتصاد تاچر و ریگان را هدایت کرد.

یورو نیز همانند بانوی آهنین و رییس‌جمهور گاگا انعطاف‌ناپذیر است. هنگامی که شما به یورو می‌پیوندید دیگر ملیت شما نمی‌تواند با رکودی که از سیاست‌های پولی و مالی مورداستفاده قرار گرفته مقابله نماید. محدودیت‌های مالی و خصوصی‌سازی تنها راه‌چاره یورو برای خروج از بحران بود. چرا یورو استاد؟ داکتر ماندل به من گفته بود که ناراحت است که قوانین منطقه‌بندی در ایتالیا به وی اجازه نمی‌دهد که اَلماری اش را در اتاقی که می‌خواهد در ویلایش قرار دهد. آنها قوانینی دارند که به شما می‌گویند که اَلماری تان را در چه اتاقی بگذارید. چنین چیزی قابل‌تصور است؟ من نمی‌توانستم آن را تصور کنم چون ویلایی در ایتالیا نداشتم اما یورو و قوانینش به شما این اجازه را می‌دهد که اَلماری تان را در جایی که می‌‌خواهید بگذارید. منظور او این بود که تنها راهی که دولت می‌تواند اشتغال‌زایی کند نابودی مردم با کاهش مزایا و از همه مهمتر کاهش قوانینی است که تجارت را محدود می‌کند. اکنون در قبال نابودی حاکمیت یونان چه احساسی دارید؟  ”

پالاست در گاردین می‌نویسد: “این ایده که «یورو» در آستانه شکست است، ایده‌ای ساده‌لوحانه است. یورو دقیقا در حال اجرای همان هدفی است که برای آن ایجاد شد_ تقویت 1 فیصد ثروتمند_ برای او یورو عامل تحول اروپا به یک واحد اقتصادی قدرتمند و متحد نبود. و هنگامی که بحران بوجود آمد کشورهایی که از نظر اقتصادی هیچ دفاعی از خود نداشتند به تغییر قوانین دولتی در خصوص عمده‌فروشی، خصوصی‌سازی صنایع دولتی، نظام مالیاتی روی آورده و سطح رفاه کشورهای اروپایی را بطور زنجیروار به پایین کشاندند.”

فارغ از این شکست، یورو که فرزند ماندل محسوب می‌شود احتمالا در تحقق رویاهایی فراتر از تصور وی نیز موفق بوده است. به عبارت دیگر، یورو یک داکترین شوک‌آور را به اروپا تحمیل کرده؛ قاره‌ای که در آن بانک‌های کلان یونان و دیگر کشورها را از دسترسی به دارایی‌های خود منع کرده و منابع و ثروت‌های طبیعی آنها را غارت می‌کند.

یادداشت
ویدیو
بین الملل
خواندنی
گزارش تصویری
پربازدیدها
    آخرین اخبار